اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

بایگانی
پیوندهای روزانه

آمد به درگاهت گدا، با کوله باری از خطا
ورد لب ما ای خدا، اغفر لنا اغفر لنا

یارب گنه آلوده ایم، در دام شیطان بوده ایم
توبه شکستیم بارها، اغفرلنا اغفر لنا

ای حضرت غفار ما،   تنها توئی ستار ما
بنموده ایم بر خود جفا، اغفر لنا اغفر لنا

با دست خالی آمدیم، با شور و حالی آمدیم
بخشنده ی جرم و خطا، اغفر لنا اغفر لنا

یارب اسیر غصه ایم، در دام غمها مانده ایم
بنما ز غم ما را رها، اغفر لنا اغفر لنا

وقتی گناهان بی حد است، احوال ما خیلی بد است، 
یارب ببخشا جرم ما، اغفر لنا اغفر لنا

ما نفس سرکش داشتیم، بذر گنه می کاشتیم
گردیده عمر فنا، اغفر لنا اغفر لنا

ما عاشق پیغمبریم، ما تشنگان کوثریم
جان علی مرتضی(ع)، اغفر لنا اغفر لنا

سر در گریبان گشته ایم، ما دیده گریان گشته ایم
با روضه ی کرب و بلا، اغفر لنا اغفر لنا

هر بار نوشیدیم آب، دلهایمان می شد کباب
یاد حسین(ع) سر جدا، اغفر لنا اغفر لنا

ما بنده ایم و تو خدا، عبدیم و تو مولای ما
یارب به حق انبیا، اغفر لنا اغفر لنا

اغفر لنا ای مهربان، اغفر لنا جان جهان
حق همه آل عبا، اغفر لنا اغفر لنا 

داریم ما قرآن به سر، نالیم امشب تا سحر
یارب به حق هل اتی، اغفر لنا اغفر لنا

 

  • ۱۵ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۳:۴۶
  • علی اسماعیلی وردنجانی

شب قدر است و دیده اشکبار است 
شب پرواز دل تا کوی یار است
زمستان بود و پژمردند گلها 
همه عالم به امید بهار است 

خدا را شکر آمد لیله القدر
ز ابر دیده دامانم شده بحر
ملائک میهمان مؤمنینند
سلام فیه حتی مطلع الفجر

شب قدر است، سیر آسمان کن
دلت را میزبان قدسیان کن
ز یارب یارب و العفو گفتن
خودت را ساکن کوی جنان کن

ملائک راهی کوی زمینند
به ما شب زنده داران همنشینند
دعا گویند چون که اهل ایمان
همه آمین گوی مؤمنینند

شب قدر است و ما چشم انتظاریم
همه چشم انتظار روی یاریم
گذشت عمر و نیامد یار، افسوس
گذشت از حد صبوری، بیقراریم

لبانم تا سحر العفو گویان
دو چشمم چشمه های اشک ریزان
گنه کارم گنه کارم خدایا
مرا هم شامل عفوت بگردان

مسلمانان همه شب زنده دارند
گدایان در پروردگارند
به شوق دیدن رخسار مهدی(عج)
تمام عمر خود در انتظارند

خدا منت نهاده بر مسلمان
به شام قدر نازل کرده قرآن
بخوان و عامل آیات آن باش
که می باشد چراغ راه انسان

  • ۱۴ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۰:۰۲
  • علی اسماعیلی وردنجانی

چه شب است؟ لیله القدر، شب ندبه و مناجات
شب اشک و آه و ناله، شب التماس حاجات

چه شب است؟ لیله القدر، شب عشق با خداوند
شب مؤمنان عاشق، شب قلبهای در بند

چه شبی که تا سحرگاه به لب است ذکر یارب
چه شبی که هست بهتر، ز هزار ماه این شب

چه شب است؟ لیله القدر، شب سینه های سوزان
شب رحمت است و رافت، و شب نزول قرآن

چه شب است؟ لیله القدر، شب عاشقان الله
شب شیعیان حیدر(ع) شب مؤمنان آگاه

چه شب است؟ لیله القدر، شب دلشکستگان است
شب اوج فضل و رحمت ز خدای مهربان است

چه شب است؟ لیله القدر، شب انس با کتاب است
شب توبه و انابه، شب شور و انقلاب است

به لبم نوای یارب به سرم هوای دلبر
به امید استجابت شده ام فقیر مضطر

چه شب است؟ لیله القدر، که دعا شود اجابت
شب بندگی است امشب، شب خواهش و شفاعت

چه شب است؟ لیله القدر، شب خواهش و تمنا
شب استعانت ما ز خدای حق تعالی

چه شب است؟ لیله القدر، شب سیر کهکشان هاست
شب تا خدا رسیدن، شب سیر آسمان هاست

چه شب است؟ لیله القدر، شب عشق و شور و مستی
شب هر چه بت شکستن، شب عشق و حق پرستی 

چه خوش است یارب امشب که نظر کنی به حالم
 نظری که سنگ غفلت بشکسته است بالم

چه خوش است گر که امشب غم من رسد به پایان
چه خوش است دل شود شاد، لب شیعه نیز خندان

چه خوش است گر که مهدی(عج) به دو دیده پا گذارد
که از این قدم زدن ها، همه حاجتم برآرد

شب رحمت است و رافت، شب عفو و مهربانی
پرم از گناه یارب، تو مرا ز در مرانی

من دلشکسته تا صبح ز علی(ع) و حق زنم دم
که خداست یاور من ، که علی(ع) امیر و همدم

 

  • ۱۳ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۶:۴۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

چشم تمام اهل جهان چشمه ی بکاست
عرش خدای عالمیان محفل عزاست

از خنجر جهالت نامردمان پست
فرق امام متقیان از میان دوتاست

آل علی(ع) زنند همه دست غم به سر
عمر گرانبهای علی(ع) رو به انتهاست

پرسند چاه های کوفه که ای مردم جهان
آن کس که گفت راز دلش را به ما کجاست

چشمان زینب(س) است دو تا چشمه سار خون
دست عزای او به سر از داغ مرتضاست

نالد حسین(ع) بر سر بالین مرتضی(ع)
هم ناله ی حسین(ع) از این داغ مجتباست

فزت و رب کعبه گفته علی(ع)، دیگر ای طبیب
زحمت نکش که آنچه ندارد اثر، دواست 

حالا یتیم های کوفه همه بی پدر شدید
نالید همچو نی، شب تنهایی شماست

آتش گرفته خیمه ی دلهای اهل بیت(ع)
امشب مگر که شام غریبان کربلاست

شد میهمان حضرت زهرا(س) امیر عشق
اما دلش کنار سری روی نیزه هاست

گاهی به فکر زینب(س) غم پرور است او
گاهی به فکر دست که از پیکری جداست

بود و نبود ما همه قربان نام او
تا زنده ایم حضرت حیدر(ع) امیر ماست

  • ۱۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۹:۲۹
  • علی اسماعیلی وردنجانی

حیدر(ع) شدی که حضرت حق را رضا کنی
جان را برای یاری قرآن فدا کنی

سوگند می خورم که تو سوگند خورده ای
تا پای جان به قول و قرارت وفا کنی 

عین الله و یدالله و قرآن ناطقی
کی می شود تو را ز خدایت جدا کنی؟

یک عمر در طریق هدایت قدم زدی
تا یاری برادر خود مصطفی(ص) کنی

ای قبله گاه اهل یقین یا امیر عشق
حیدر(ع) شدی که یاری دین خدا کنی

تو آمدی که با سخن آسمانیت
ما را به عشق حضرت حق مبتلا کنی

تو آمدی که یاور قران و دین شوی
از مصطفی(ص) و فاطمه(س) دفع بلا کنی

تو آمدی که موقع وعظ و خطابه ات
تفسیر وحی و شرح اذان و دعا کنی

چون کیمیای دست تو اعجاز می کند
تو آمدی که مس جهان را طلا کنی

ارزش نداشت عالم هستی بدون تو
تو آمدی که هر دو جهان پر بها کنی

جنات عدن هم بدون شما بود بی صفا
عازم شدی که خلد برین با صفا کنی

کوه نفاق و شرک علم کرده بود قد
تو آمدی که نقشه ی او بر ملا کنی

احمد(ع) بنای کشور اسلام را نهاد
باید بنای کشور دین را بنا کنی

بوده همیشه شامل تو لطف کردگار
با خون خویش دین خودت را ادا کنی

فرق سرت شکافت شب قدر یا علی(ع)
تا خویش را برای خدا مرتضی(ع) کنی

  • ۱۰ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۷:۴۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی

ربنای دستهای فاطمه(س) اهلا بکم
ذکر لب وقت دعای فاطمه(س) اهلا بکم

مولد ماه دعائی یا امام مجتبی(ع)
شور حال ربنای فاطمه(س) اهلا بکم

مجتبی هستی و آمین قنوت هر نماز
نغمه ی حمد و ثنای فاطمه(س) اهلا بکم

دستگیر و یاور مسکین و یتیم و اسیر
جود و احسان و عطای فاطمه(س)اهلا بکم

ای درخشان نور در بیت ولایت یا حسن(ع)
نور علی نور سرای فاطمه(س) اهلا بکم

وجه عامت هدیه ی حق بر تمام عالم است
وجه خاصت از برای فاطمه(س) اهلا بکم

درد ما را با مدد از حق تو درمان می کنی
دردمندان را دوای فاطمه(س) اهلا بکم

آیه ی تطهیر در شان شما نازل شده
همنشین زیر عبای فاطمه(س) اهلا بکم

بندگان را می دهد پاداش حی لا یزال
مزد و پاداش از خدای فاطمه(س) اهلا بکم

  • ۰۶ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۰:۱۱
  • علی اسماعیلی وردنجانی

غروب جمعه خدایا چقدر عرفانی است
چقدر حال دل از درد هجر طوفانی است

غروب جمعه به دل لانه می کند غمها
دو دیده از غم هجران یار بارانی است

غم نشسته به دل رنگی از خدا دارد
غمی که آینه ی پاکی و مسلمانی است

غروب جمعه رود مرغ دل به سوی حجاز
نوای  مرغ دلم هم، نوای قرآنی است

تمام عمر کشیدیم درد هجر به دوش
نشان و مهر جدایی به روی پیشانی است

اگر چه بی خبرم از نگار خود همه عمر 
ولی میان دل و یار راز پنهانی است

اگر چه یار شده غایب از دو دیده ی من
ولی به خانه ی دل، کار یار مهمانی است

اگر که درس وفا را نخوانده ام چندی است
غروب جمعه زمان کلاس جبرانی است

اگر که یار قدم روی دیده بگذارد
سرم به پای قدومش ذبیح و قربانی است

  • ۰۳ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۷:۲۵
  • علی اسماعیلی وردنجانی

دانلود کتاب اشعار آئینی گلستان عشق

سراینده اشعار:علی اسماعیلی

تعداد شعر:900 

نوع فایل:اندروید

حجم فایل:2 مگابایت

 دریافت

  • ۲۶ فروردين ۰۰ ، ۰۵:۱۷
  • علی اسماعیلی وردنجانی

زندگانی بی تو دلگیر است یا مهدی(عج) بیا
آه شیعه آه شبگیر است یا مهدی(عج) بیا

ما به تو امروز محتاجیم یابن العسکری(ع)
گر شود فردا دگر دیر است یا مهدی(عج)بیا

عالم هستی پر است از کفر و تزویر و نفاق
این جهان محتاج تغییر است یا مهدی(عج)بیا

مهربانی رخت بست و قلبها از سنگ شد
سینه ها در بند زنجیر است یا مهدی(عج)بیا

 مانده از قرآن خط زیبا و جلد زرنگار 
وحی بی معنا و تفسیر است یا مهدی(عج) بیا

ما پشیمانیم اگر رنجیده ای از دست ما
شرط تو گر عذر تقصیر است یا مهدی(عج)بیا

یوسف زهرا(س) مس ما را طلای ناب کن
مس ما محتاج اکسیر است یا مهدی(عج)بیا

ریشه ی اسلام خورده تیشه از بی ذوق ها
چاره اما، ذوق و تدبیر است یا مهدی(عج) بیا

کافران هم مهر دین داری به پیشانی زدند
دین اسیر کید و تزویر است یا مهدی(عج) بیا

ماه و خورشید و ستاره، کوه و صحرا و بحار
جملگی در حال تکویر است یا مهدی(عج) بیا

گرچه یک ابلیس سر پیچی نمود از امر حق
روز و شب مشغول تکثیر است یا مهدی(عج) بیا

عامل آیات قرآن نیست در عالم ولی
صحبت از تحقیق و تدویر است یا مهدی(عج) بیا

لطف کن بر چشم ما بگذار پای خویش را 
موقع تشویق و تقدیر است یا مهدی(عج) بیا

  • ۲۴ فروردين ۰۰ ، ۱۷:۵۱
  • علی اسماعیلی وردنجانی

مهربان دلدار من آن یار دیرینم کجاست؟
باعث خوشحالی این حال غمگینم کجاست؟

کفر چشمانش گرفته دین و ایمان مرا
آن که هم دین است و هم ایمان و آئینم کجاست؟

بار سنگین جدایی طاقتم را کرده طاق
آن که بردارد ز دوش این بار سنگینم کجاست؟

کی رساند ظاهر قرآن مرا تا کوی عشق!
ترجمان و باطن طه و یاسینم کجاست؟

سالها بگذشت و بیمارم من از درد فراق 
آن که درمان است اگر آید به بالینم کجاست؟

لانه کرده در دلم غم های عالم ای خدا
آن که باشد باعث آرام و تسکینم کجاست؟

دست سوی آسمان، لب می گشایم بر دعا
ای خدا بعد از دعا آوای آمینم کجاست؟

ننگ بر من چون شد او رنجیده از کردار من
آن که شد رنجیده از اعمال ننگینم کجاست؟

  • ۱۸ فروردين ۰۰ ، ۰۵:۵۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی