یارب هدف از این که ما را آفریدی
تنها عبادت بود عبادت بود عبادت
می خواستی تو اعتلای آدمی را
یعنی رسیدن تا سر کوی سعادت
یک عده ای از بندگانت «نیمه خوبند»
یک عده ای «بد» عده ای هم «خوب» هستند
هستند «نامرغوب» برخی از عبادات
برخی عبادت ها ولی «مرغوب» هستند
هر کس که اسلام آوَرَد باشد مسلمان
ایمان ولی در قلب های متقین است
هرچند می گوییم ما «ایّاک نعبد»
مقصود ما اما «ایاک نستعین» است
نامیده ایم عمری اگر خود را موّحد
گر ظاهرا بودیم با تقوا و سالک
یک بار هم محض رضای تو خدایا
از تو نپرسیدیم یارب «کیف حالک»!
یارب تو هستی دوست دار بندگانت
لطف تو بر ما بندگانت بی شمار است
هر کس که حق بندگی ات را ادا کرد
در روز رستاخیز عبدی رستگار است
یک شاخه گل تقدیم تو کردیم اگر ما
یک دسته گل دادی به ما از راه احسان
دسته گلی را هم اگر بر آب دادیم
تو چشم پوشیدی و بخشودی چه آسان
انسان اگر یک گام بردارد به سویت
ده گام برداری تو یارب سوی انسان
مابنده ی عاصی، تو علام الغیوبی
یارب تو غفاری تو توّابی تو رحمان
اوراق عمر ما به دستت گشته توشیح
تو صفحه های عمر ما را رنگ کردی
چون در کمین بندگانت بود ابلیس
تو یک تنه با دشمن ما جنگ کردی
ما بندگان هستیم نافرمان و عاصی
تو مهربان هستی، تو رحمان و رحیمی
چشم امید ما به دست توست یارب
زیرا عظیمی و لطیفی و کریمی
همراهیت با ماست مانند تنفّس
آرام و دائم، بی صدا، بیداری و خواب
با ما صمیمی بوده ای از روز اول
در روز چون خورشید و در شب ها چو مهتاب
چون بندگانِ دور اندیشی نبودیم
دنیای فانی را طلب کردیم یارب
شب تا سحر ما غافل از یاد تو بودیم
هر روز را هم بی تو شب کردیم یارب
ما بندگان هر چند خیلی ناسپاسیم
باز است آغوشت برای بندگانت
شرمنده هستیم ای خدا از این که عمری
مردود بیرون آمدیم از امتحانت
- ۰۷ دی ۰۴ ، ۰۸:۲۸