اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

بایگانی
پیوندهای روزانه

۱۴۸ مطلب با موضوع «سایر موضوعات» ثبت شده است

یارب هدف از این که ما را آفریدی
تنها عبادت بود عبادت بود عبادت
می خواستی تو اعتلای آدمی را
یعنی رسیدن تا سر کوی سعادت

یک عده ای از بندگانت «نیمه خوبند»
یک عده ای «بد» عده ای هم «خوب» هستند
هستند «نامرغوب» برخی از عبادات  
برخی عبادت ها ولی «مرغوب» هستند

هر کس که اسلام آوَرَد باشد مسلمان
ایمان ولی در قلب های متقین است
هرچند می گوییم ما «ایّاک نعبد»
مقصود ما اما «ایاک نستعین» است

نامیده ایم عمری اگر خود را موّحد 
گر ظاهرا بودیم با تقوا و سالک
یک بار هم محض رضای تو خدایا
از تو نپرسیدیم یارب «کیف حالک»!

یارب تو هستی دوست دار بندگانت
لطف تو بر ما بندگانت بی شمار است
هر کس که حق بندگی ات را ادا کرد
در روز رستاخیز عبدی رستگار است

یک شاخه گل تقدیم تو کردیم اگر ما
یک دسته گل دادی به ما از راه احسان
دسته گلی را هم اگر بر آب دادیم
تو چشم پوشیدی و بخشودی چه آسان

انسان اگر یک گام بردارد به سویت 
ده گام برداری تو یارب سوی انسان 
مابنده ی عاصی، تو علام الغیوبی
یارب تو غفاری تو توّابی تو رحمان

اوراق عمر ما به دستت گشته توشیح 
تو صفحه های عمر ما را رنگ کردی
چون در کمین بندگانت بود ابلیس
تو یک تنه با دشمن ما جنگ کردی

ما بندگان هستیم نافرمان و عاصی
تو مهربان هستی، تو رحمان و رحیمی
چشم امید ما به دست توست یارب
زیرا عظیمی و لطیفی و کریمی

همراهیت با ماست مانند تنفّس
آرام و دائم، بی صدا، بیداری و خواب 
با ما صمیمی بوده ای از روز اول
در روز چون خورشید و در شب ها چو مهتاب

چون بندگانِ دور اندیشی نبودیم
دنیای فانی را طلب کردیم یارب
شب تا سحر ما غافل از یاد تو بودیم 
هر روز را هم بی تو شب کردیم یارب

ما بندگان هر چند خیلی ناسپاسیم
باز است آغوشت برای بندگانت
شرمنده هستیم ای خدا از این که عمری  
مردود بیرون آمدیم از امتحانت

  • ۰۷ دی ۰۴ ، ۰۸:۲۸
  • علی اسماعیلی وردنجانی

و این نص قرآن است که؛
مریم(س)
 به فرزند اشاره کرد
گفتند: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن بگوییم
کودک گفت: من بنده خدا هستم
 به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است
هر جا که باشم مرا برکت داده و تا زنده‌ام به نماز و زکات وصیت کرده است
و نیز نیکى کردن به مادرم
و مرا جبار و شقى نساخته است
سلام بر من؛ روزى که زاده شدم و روزى که مى‌میرم و روزى که دیگر بار زنده برانگیخته مى‌شوم
این است عیسى بن مریم -به سخن حق- همان که در باره او در تردید بودند.
هم او که
بدون داشتن پدر زاده شد
در گهواره سخن گفت
در کودکی اقرار به بندگی خدا کرد
در کودکی به پیامبری رسید
در کودکی صاحب کتاب شد
هم او که 
اگر چه در ظاهر شبیه مردم است
و به ظاهر از جنس مردم است
اما منحصر به فرد است
الگوی مردم است
اما
با مردم فرق دارد
او معجزه است
او سرآغازی است
برای رسالت محمد امین(ص)
پیش نیازی است برای ولایت زهرا(س)
و مقدمه ای است برای ولایت و امامت علی(ع) و حسن(ع) و حسین(ع)
هم آن پنج نور مقدسی که مبرّا هستند از اشتباه و گناه
و خدای سبحان در باره ی شان فرمود:
 إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا  
 همان علی(ع)
که هنگام تولدش دیوار کعبه شکافته شد
و در خانه ی خدا زاده شد
و چون چشمش به جمال محمد(ص) روشن شد قرآن خواند 
و... 

  • ۰۴ دی ۰۴ ، ۱۲:۱۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی

شاعری گفت: چشم ما حق است
دیده ی ماست بهترین داور
گفتم او را به چشم خود شک کن
هر چه را دید او مکن باور

گر به بالای سر نگاه کنی
رنگ آبی آسمان پیداست
آسمانی که نیست در واقع،
این خطای نگاه ما و شماست

چشم های اهالی دنیا 
از خدا جز عطا نمی بینند
 همه بود و نبودشان از اوست
پس خدا را چرا نمی بینند؟

آسمانی که نیست می بینیم
و خدایی که هست ناپیداست
چشم معیار حق و باطل نیست
چشم لبریز اشتباه و خطاست

هست دنیا محقّر و کوچک  
ساکنش مردمان بسیاری
نظر ما به هر کسی افتاد
چهره اش آشنا و تکراری

یک نفر را چرا نمی بینیم؟
هست شاید بزرگ این دنیا
شاید از چشم ماست این مشکل 
که ندیدیم یوسف زهرا(س)

آدمی زاده بینوا باشد 
ترس دارد ز تنگ دستی ها
بود ترسش اگر که از آتش
می رهید از تمام پستی ها

جای دل بستن به این دنیا
دوستی با بهشت مطلوب است
در مسیر بهشت چون باشیم 
این جهان هم، عزیز و محبوب است

آنچنانی که مردم دنیا
ترسشان از بروز سختی هاست
ترسشان از عذاب روز معاد
باعث جمله نیکبختی هاست

ظاهرا گر چه چشم ما بیناست
مشکل اما خطای بینایی است
آنچه نادیدنی است باید دید
که خدای جهان تماشایی است

مشکل من شد آن زمان آغاز
که خدا را ندید چشمانم
هست نزدیک چون رگ گردن
آن خداوند حیّ سبحانم

به امید عطای حضرت او
سر زد از من گناه بسیاری
کار من شد گناه بعد گناه
من پشیمانم از چنین کاری

  • ۲۷ آذر ۰۴ ، ۰۸:۴۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی

نقل فرموده است زین العابدین(ع)
در حدیثی ناب و شیوا و متین

این سخن را از حسین ابن علی(ع)
آن امام و قبله ی اهل یقین

بشنوم گر «عذر» با گوش چپم
چون شنیدم «شتم» با گوش یمین

می پذیرم «عذر» را از «عذرخواه»
 با یکی از شیوه های بهترین

می پذیرم عذر را زیرا مرا
اینچنین فرمود امیر المؤمنین(ع)

نقل قول و گوهر ارزنده ای
از محمد(ص) رحمةً للعالمین

«آن که ردِّ عذر کرد از عذر خواه
می شود مغضوب روز واپسین

حوض کوثر را نخواهد دید او
هست او در روز محشر بی معین».

چون محمد(ص) اسوه و الگوی ماست
او مطاع است و مطیعش مسلمین

هر مسلمان مطیع اهل بیت(ع)
می پذیرد عذر را از نادمین

هست آمرزنده چون ربّ غفور 
بخشد او جرم و گناه مذنبین

چون خداوند است توّاب و رحیم
می پذیرد توبه را از تائبین

 نفس اماره فریبم گر دهد
یا اگر ابلیس باشد در کمین

چارده معصوم(ع) یاران منند
یاورانی راست کردار و امین

چون قسیم نار و جنّت مرتضاست
پس چه غم باشد مرا از «یوم دین»

  • ۲۵ آذر ۰۴ ، ۰۸:۱۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی

الو 
سلام
عرش کبریاست؟ 
قصد من از این تماس
گفتگویی با خداست
نیمه شب بگذشته و وقت دعاست
کیستم فردی غریبه؟
 نه
 خیلی آشناست
آمده عبد خطا کاری که خیلی روسیاست 
این شماره را گرفتم باز هم،
هر سلامی را پاسخ واجب است
چون گنه کارم
حساب من ز دیگرها جداست؟ 
الو الو الو
دوباره تلفن قطع شد 
ای خدا عیب از کجاست؟
مشکل از سَمت من است؟
مشکل از اینترنت است؟
عیب از سیمکارت هاست؟
شارژ گوشی شد تمام؟
خط من مسدود شد؟ 
 یا که عیب از سیم هاست؟ 
ای خدا
سیمکارت تو چه رنگی است؟
سفید است یا سیاه؟
صدایت نارساست!
صدای من چطور؟ 
خوب و صاف و واضح است؟ 
ای خدا دارم سئوالی از شما 
گریه بر هر درد بی درمان دواست؟
آمدم بار دگر سوی شما
دل شکسته هستم و
داروی قلب شکسته
انحصاری باشد و دست شماست 
ای خدای مهربان
داروخانه ات
بهترین در بین داروخانه هاست
الو 
معذرت
عذر زحمت
باز مزاحم می شوم 
دوباره زنگ می زنم
دوری از تو‌ درد ماست
دوستی با تو به درد ما شفاست
دوباره زنگ می زنم
دوباره
تا نفس باقیست
تا رفیق ما خداست
تا خدای ما خداست
گر خطا کارم ببخشا ای خدا
من گنه کارم
ولی مولای من
رحمتت بی منتهاست

  • ۲۲ آذر ۰۴ ، ۱۶:۵۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی

هدف از خلقتم چه چیزی بود؟
به جهان آمدم برای چه کار؟
این جهان خلق شد برای چه چیز؟
هست ذهنم اسیر این افکار

آمدم تا که زندگی بکنم؟
عیش و نوشی و لذت و شادی؟!
رسته از قید هر اسارت و حبس؟!
چند سالی اسیرِ«آزادی»؟!

خاک و باد و آتش و آب
کهکشان ها و آسمان، اختر
ماه و سیاره ها و خورشیدند
همگی خادمان نوع بشر

ماهی و مرغ و آهوی صحرا
باغ ها، دشت ها و کوهستان
چشمه و رودخانه و دریا
هدیه ی خالقند به انسان

آفریده است این همه نعمت
که فقط کیف و لذتی ببریم؟
بعد هم آرزوی باغ بهشت! 
 ما چه خوش اشتها و باهنریم

همه ی آفریدگان خدا
آنچه در ارض و در سماوات است
کارشان حمد و ذکر و تسبیح است
این جهان مسجد عبادات است

ما به جای عبادتِ «الله»
بیشتر فکر جمع اموالیم
جمع کردیم چون که اموالی
با تبختر به خویش می بالیم

عوض آن که یار هم باشیم
فکر آزار این و آن هستیم!
جای آن که معین هم باشیم
شاد از رنج دیگران هستیم!

حکمت خلق آدمی این بود؟
یا هدف اعتلای انسان است؟
مقصد آدمی «لقاءالله»ست
این صریح کتاب قرآن است

وعده داده خدا به انسان ها
بعد دنیا بهشت رضوان را
زندگی در کنار آل رسول(ص)
بهره از نعمتی فراوان را 

ای خوشا آن که رزق اوست حلال 
لقمه ای نان و جرعه ای هم آب
با اطاعت ز چارده معصوم(ع)
می زند گام در طریق صواب

بی شبیه و قرینه و همتا
اشرف آفریدهاست بشر
همه از خاک آفریده شدیم
جز به تقوا کسی نشد برتر!

هر که «پرهیزگارتر» باشد
هست محبوبِ حضرت «الله»
نیست فرقی میان انسان ها 
چه مزیّت سفید را به سیاه؟

ذره ای فکر آخرت بودن
باعث دوری از گناهان است
دوری از منکر و خطا و گناه
یکی از درس های قرآن است

به خداوندی خدا سوگند
آدمی بی گمان زیان کار است
به جز از پارسای نیکو کار
که ز «ایمان» و عشق سرشار است

  • ۱۵ آذر ۰۴ ، ۰۸:۱۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

حضرت ام البنین بانو سلام الله علیک
انتخاب بهترین بانو سلام الله علیک

بعد زهرا(س) مونس و غمخوار حیدر(ع) بوده ای
ای به حیدر(ع)همنشین بانو سلام الله علیک

تربیت شد حضرت عباس(ع) در دامان تو
ای تو را صد آفرین بانو سلام الله علیک

شهره ی عالم شد عبّاست به سقای ادب
ای تو بی مثل و قرین بانو سلام الله علیک

سخت باشد درغمت صبر و تحمل شیعه را
در غمت دل ها غمین بانو سلام الله علیک

رفتی از دنیا و از داغ تو ای یار علی(ع)
سوخت قلب مؤمنین بانو سلام الله علیک

در عزایت رخت غم پوشیده اند هفت آسمان
حافظ قرآن و دین بانو سلام الله علیک

نام تو خورده گره با نام عباس(ع) و علی(ع)
شان و شوکت را ببین بانو سلام الله علیک

درس تو درس وفا درس شجاعت پروری است
درس هایت درس دین بانو سلام الله علیک

راس عبّاست سر نی کرده حیران عالمی
قلبت از داغش حزین بانو سلام الله علیک 

اشک می ریزند از داغت همه السابقون
مثل اصحاب یمین بانو سلام الله علیک

  • ۱۲ آذر ۰۴ ، ۰۹:۱۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

مهربان است حضرت «الله»
مهربانتر ز مادر انسان
دوست دارد تمام مردم را 
 هم «رحیم» است او و هم «رحمان»

آن خداوند مهربان امّا
گفته خیلی صریح در قرآن
جرم هایی که هست عقوبت آن
«هاویه» یا که آتش سوزان

این صریح کتاب قرآن است
که خداوند اگر چه هست «رحیم»
از برای گناهکار اما
بی نهایت عذاب اوست «الیم»

کوشش عبد باید این باشد
نخورد گول مکر شیطان را
تا که در این جهان پر غوغا
پاس دارد حریم ایمان را

می کند شعله ورتر آتش را
هر گناهی که سر زند از ما
هر که دارد هراس از آتش
نرود یک قدم به سوی خطا

منتظر مانده است دوزخ تا
کند از اهل شرک استقبال
هر که باشد گناه او سنگین
می رود سوی «نار» در هر حال

هست دوزخ سزای آنان که
با خدا می کنند جنگ و عناد
به خداوند بد گمان هستند
و ندارند باوری به معاد

پیروی می کنند از شیطان
دشمن خاتم النبیین اند
دشمنان چهارده معصوم(ع)
دشمن کیش و دین و آئین اند 

می رود سوی آتش دوزخ
هر که باشد منافق و کافَر
منکر آیه های قرآن است
و خدا را ندارد او باور

فتنه گرها و مفسد فی الارض
نا سپاسان حضرت «الله»
باز دارندگان ز راه خدا
همه هستند ملحد و گمراه

لایق آتش است هر کس که 
قاتل بنده ی خدا باشد 
هر شکنجه گر و ستم پیشه
راهش از راه حق جدا باشد

هر که سرگرم کار باطل شد
یا اطاعت نکرد از «الله»
چاه «ویل» است منتظرش
می رود با شتاب سوی چاه

ارتکاب گناه های بزرگ
ظالم و جابر و جفا پیشه
دشمن دین و دشمن قرآن 
هر که زد بر درخت دین تیشه

غیر «الله» را پرستیدن
کبر و خود برتری و خود بینی
نقل قول دروغ از «الله»
همه باشد نماد بی دینی

توبه باید نمود خیلی زود
چاره ی کار هست استغفار
نا امید از خدا نباید شد
باید از خواب ناز شد بیدار

نا امیدی گناه دیگر ماست
این صریح کتاب قرآن است
نا امید از خدا مشو هرگز
نا امیدی فریب شیطان است 

مشو از رحمت خدا نومید
هست فرمان ذوالجلال کریم
که ببخشد همه گناهان را
آن خدای غفور و حیّ و رحیم

  • ۰۸ آذر ۰۴ ، ۰۹:۰۱
  • علی اسماعیلی وردنجانی

اگر چه سرد و خاموشم، نمی گویم اگر حرفی 
درون سینه ام دریایی از حرف و سخن دارم

دلیل این سکوتم ناتوانی نیست در گفتن
برای بازگفتن نیست، آن حرفی که من دارم

درون یک قفس هستم کنار یک تفرّجگاه 
خوشم از اینکه گهگاهی نگاهی بر چمن دارم

به سیلی صورتم را سرخ می دارم تمام عمر
منم مردی که بهر صورتم «دستی بزن» دارم

منم «یک لاقبا» اما خدا را شکر می گویم 
که از دار فنا من هم قبایی را به تن دارم 

اگر چه جیب من خالی و باشد تنگ دست من
 شکم خالی است اما شادم از این که دهن دارم

ندارم یک ستاره در تمام آسمان ها من
ولی شاخه گلی زیبا به نام «یاسمن» دارم 

به هر حالی که باشم من خدا را شکر می گویم
به حمدالله من هم لا اقل یک پیرهن دارم

تمام مال و اموالم به یک ارزن نمی ارزد
به زعم خود ولی شاید که اخلاقی حَسَن دارم

تمام عمر من طی شد به اجرای «ر‍ُسومی» چند 
ندارم فکر نو از بس که آداب و سنن دارم

پر از دردم ولی بی دردتر از من نخواهی یافت!
هزاران «درد بی دردی» درون این بدن دارم

زمین فرش آسمان هم سقف بالای سرم باشد 
چه می خواهم دگر من که به این وسعت وطن دارم

به گرد خویش می بافم قفس چون کرم ابریشم
تمام عمر را امّا هوای «پر زدن» دارم!

اگر پرت و پلا بود این قصیده عذر می خواهم
برای روزهای بعد اشعاری «خفن» دارم 

  • ۰۵ آذر ۰۴ ، ۰۹:۱۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی

منزل امن و امان نیست به غیر از بهشت
راحت روح و روان نیست به غیر از بهشت

افضل هر آرزو، آروزی دیگری است
مرتبه ای فوق آن نیست به غیر از بهشت

جان تو و جسم تو هست متاعی گران
قیمت این جسم و جان نیست به غیر از بهشت

شیعگی اهل بیت(ع) لطف خدای علی(ع) است
پیشکش شیعیان نیست به غیر از بهشت 

سرور اهل بهشت مُتّقیِ صالح است
اجر همه مؤمنان نیست به غیر از بهشت

حفظ زبان از گناه شرط مسلمانی است
مزد حفیظ زبان نیست به غیر از بهشت

هر که نگوید دروغ یا نگریزد ز حقّ
آخرت او را مکان نیست به غیر از بهشت

هر که به عهدی که بست هیچ خیانت نکرد
جایگهش بی گمان نیست به غیر از بهشت

آن که دوچشمان خود بسته به روی حرام
بر سر او سایبان نیست به غیر از بهشت

صادق و بخشنده و محسن و نیکوسرشت
قسمت این بندگان نیست به غیر از بهشت

حجّ و بقیع و نجف، مشهد و کرب و بلا 
نیّت ما زائران نیست به غیر از بهشت

مقصد پای تن و پای سرِ ما یکی است
مقصد این کاروان نیست به غیر از بهشت

قصد خداوند از خلقت عالم چه بود؟
خلقت هفت آسمان نیست به غیر از بهشت

وقت اذان می رسد نغمه ی طوبی به گوش
شرح نماز و اذان نیست به غیر از بهشت

مهر و محبت کنید با همه ی بندگان
اجر تو ای مهربان نیست به غیر از بهشت

 نفس که اماره است بشکنش ای پهلوان
جایزه ی قهرمان نیست به غیر از بهشت

باش مطیع «خدا» تا که بگیری بقا
زندگی جاودان نیست به غیر از بهشت

  • ۱۶ آبان ۰۴ ، ۰۸:۳۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی