اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

بایگانی
پیوندهای روزانه

۶۷ مطلب با موضوع «حضرت فاطمه زهرا س» ثبت شده است

وصف گلواژه ی تطهیر تویی یا زهرا(س)
وحی را معنی و تفسیر تویی یا زهرا(س)
رایت و بیرق تکبیر تویی یا زهرا(س)
در حقیقت همه اکسیر تویی یا زهرا(س)

شده از مقدم تو عالم هستی گلشن
شده چشمان محمد(ص) به جمالت روشن

کیستی؟ کوثر قرآن محمد(ص) هستی
به خداوند قسم جان محمد(ص) هستی
کیستی؟ جلوه ی ایمان محمد(ص) هستی
اسوه ی شیعه، مسلمان محمد(ص) هستی

گردش ماهِ تو را اهل زمین محتاجند
سوی بیت الحرمت سجده کنان حُجّاجند

کیستی؟ شاخه گل باغ رسالت هستی
کیستی؟ راهنما سوی سعادت هستی
دخت پیغمبری و یار ولایت هستی
پای تا سر همه ایمان و عبادت هستی

روی لب های خدیجه گل لبخند آمد
طعم قطاب و نبات و شکر و قند آمد 

کیستی؟ واسطه ی فیض خدایی زهرا(س)
کیستی؟ روح مناجات و دعایی زهرا(س)
کیستی؟ آینه ی قبله نمایی زهرا(س)
تو گل سرسبد آل عبایی زهرا(س)

آمدی در قدمت شد همه جا گل باران
خنده روئیده به لب های همه دین داران

ماه و خورشید و فلک تابع فرمان تواند
انبیاء جمله مطیعند و مسلمان تواند
اولیاء مسئله آموز دبستان تواند
شیعیان ریزه خور سفره ی احسان تواند

ای که هستی تو گل سر سبد باغ هدا
شده از مقدم تو شاد دل اهل ولا

دخت پیغمبری و ام ابیهایی تو
همسر حیدری و یاور مولایی تو
کیستی؟ علت ایجاد دو دنیایی تو
شرح و تفسیر تبرا و تولایی تو

تاج فخر همه ی مردم دنیا هستی
راکعه،مرضیه، ریحانه و حورا هستی

محور آل عبایی و مطهر هستی
معنی و شرح یقین، معدن باور هستی
کیستی؟ چشمه ی جوشانی و کوثر هستی
کیستی؟ شافعه ی شیعه به محشر هستی

ای خدا تا به ابد یار و نگهدار شما
هست جبریل امین عاشق دیدار شما

پای تا سر همه نوری تو و از جنس خدا
نور خورشید شعاعی است ز انوار شما
پاره ی قلب رسول مدنی شمس هدا
کیستی؟ فاطمه ای شافعه ی روز جزا

ای که هستی تو همه رحمت و خیر و برکات
از خداوند تو را تا به قیامت صلوات

  • ۱۹ آذر ۰۴ ، ۱۱:۱۱
  • علی اسماعیلی وردنجانی

دختر آخرین رسول خدا(ص)
خورده از دست کافری سیلی
بوده چون ضربه محکم و کاری
گشته رخسار فاطمه(س) نیلی

بگمانم عدوست عزمش جزم
 نزد در چون نموده هیزم جمع
می کشد شعله از در خانه
تخته ها گشته اند همچون شمع

پشت در بود حضرت زهرا(س)
شرم اما نکرد از او دشمن
بی حیا شد جسورتر وقتی
دید آنجا به پشت در یک زن

با لگد ضربه زد به در «ثانی»
در خانه شکست واویلا
سینه ی فاطمه(س) شده مجروح 
پهلویش هم شکسته شد حالا 

بار شیشه به دوش زهرا(س) بود
بین دیوار و در شکست آن «بار»
نسل سادات ثُلثِشان کم شد
چشم حیدر(ع) از این مصیبت زار

بسته شد بعد، هر دو دست علی(ع)
و علی(ع) را به زور می بردند
آری آن دشمنان دین خدا
حق او را به زور می خوردند

فاطمه(س) قد خمیده بود اما
با همان حال یار حیدر(ع) بود  
مانع بردن علی(ع) می شد
چون که او پاسدار حیدر(ع) بود

درد پهلو شدیدتر شده بود
بی اثر بود بهر او دارو
مادر قد خمیده ای می زد
با همان حال خانه را جارو

چون که از این جهان سفر کردم
یا علی(ع) تو شبانه دفنم کن
دشمنان مرا خبر نکنید
یا علی(ع) مخفیانه دفنم کن

چون که در زیر دست و پا له شد
سوره ی پر بهایی از قرآن
همه گل های گلسِتان پژمرد
شد «خزان دیده» گلشن ایمان

رفت زهرا(س) و در مصیبت او
آسمان و زمین عزا دارند
چشم ها در عزای حضرت او
مثل ابر بهار می بارند

می کشد شعله از غم زهرا(س)
آتش غصه ای که در دل هاست
چاه همصحبت علی(ع) شده است
چون که مولای مؤمنان تنهاست

  • ۳۰ آبان ۰۴ ، ۰۵:۳۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

«برداشتی از خطبه ی ۲۰۲ نهج البلاغه»
یا محمد(ص) سلام ما بر تو
بر تو که آرمیده ای در خاک
باز گردانده ام امانت تو
فاطمه(س) این یگانه گوهر پاک

آمده زودتر کنار تو
فاطمه(س) نور دیده ات اکنون
 شده از هجرتان دو چشم من
چشمه ای اشک و چشمه ای هم خون

از جدایی دخترت زهرا(س)
شده لبریز کاسه ی صبرم
بعد زهرای مرضیه(س) دیگر
تک و تنهاترین در این شهرم

باورت می شود مصیبت تو
بدهد اندکی تسلایم!
چون به یاد آورم در آغوشم
رفت جان از تن تو، مولایم

من به دستم سر تو را آقا
به روی سنگ قبر جا دادم
«بازگشت همه به سوی خداست»
نرود هیچ وقت از یادم

السلام علیک یا احمد(ص)
پس بگیر از من این امانت را
چون که نیلی است صورت زهرا(س)
حاضرم بشنوم ملامت را

پهلوی او شکسته، شرمنده
بین دیوار و در چنین شده است
سینه ی او ز میخ در زخمی است
بعد هم نقش بر زمین شده است

رنگ رخساره اش شده نیلی
چون که سیلی به صورتش خورده
خورده از دشمنان کتک زهرا(س)
تو مگیر از «برادرت» خرده

پس از این از غم فراق شما
کار من روز و شب عزاداری است
رخت غم تا ابد به تن دارم
خون دل از دو چشم من جاری است

راز دل را به چاه خواهم گفت
چون که اینجا غریب و تنهایم
تا که با اشتیاق نیمه شبی
رستگارانه سویتان آیم

یامحمد(ص) ز فاطمه(س) بشنو
قصه ی ظلم و حقّ کُشی ها را
بشنو راز چادر خاکی
رنج سیلی به روی زهرا(س) را

می سپارم به خاک زهرا(س) را
با دلی غرق ماتم و اندوه
حق نگهدارتان، خدا حافظ
غمتان روی دوش من چون کوه

  • ۱۳ آبان ۰۴ ، ۰۷:۴۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی

تا که تقدیم نبی(ص) سوره ی اعطینا شد
چشم های تو به رخسار محمد(ص) وا شد

ای همه عالم هستی به فدای قدمت
چشم بگشودی و یکباره جهان زیبا شد

چون که نازل شده اسماء تو از عرش خدا 
همه بی مثل و نظیر و همه بی همتا شد

راکعه، مرضیه، معصومه، رضیه، زکیه
زهره و ساجده و فاطمه ی زهرا شد

حره و صابره و صادقه هستی و بتول 
نامهای تو همه تاج سر اسما شد

آمدی تا بشوی ثانی حیدر(ع)، زهرا(س)
کیستی؟ دختر بابا که اُمِ بابا شد

شهره بین همه خوبان جهان گردیدی
نام تو ذکر مناجات مسلمان ها شد

همه دنیاست قلیل و تو شدی خیر کثیر
کرم و فضل تو برتر ز همه دنیا شد

بی تو قرآن نبی(ص) معنی و تفسیر نداشت
آمدی تک تک آیات خدا معنا شد

غاصب حق تو و حق علی(ع) شوهر تو 
روسیاه و خجل و مفتضح و رسوا شد

همه ی عمر به مدح تو سخن خواهم گفت
دم زدن چون که ز خویشان نبی(ص) فتوا شد

  • ۲۶ آذر ۰۳ ، ۱۰:۲۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

زنی را می شناسم پاکتر از آیه ی تطهیر
که بر آیات قرآن است هم معنا و هم تفسیر 

زنی را می شناسم من که آن زن مادر باباست
زنی را می شناسم پر بهاتر از همه دنیاست

زنی را می شناسم دختر پیغمبر(ص) است آن زن
انیس و مونس و همراه و یار حیدر(ع) است آن زن 

زنی را می شناسم حجت الله است چون حیدر(ع)
به شان او شده نازل به قرآن سوره ی کوثر

مسلمانان عالم نام این زن حضرت زهراست
همان بانو که الگوی عفاف و پاکی و تقواست

ولی او چند روز پیش دیده داغ بابا را
نکرده رود چشمانش خموش این داغ عظمی را

هجوم آورده اند اما به بیت او چهل نامرد
که باشد قلبشان لبریز بغض و کینه فرداً فرد

هجوم آورده و همراه آن ها هیمه و هیزم
زدند آتش در بیت ولی الله(ع) را این قوم

کشد شعله در خانه ز ظلم و آتش بیداد
و زهرا(س) پشت در  بشکسته پهلو فکر استمداد

وصیت کرد پیغمبر(ص) که با او مهربان باشید
مسلمانان مددکارش به هر عصر و زمان باشید

ولی افسوس بر  دخت نبی(ص) ظلم فراوان شد 
بهار عمر او یک باره مانند زمستان شد 

ولی افسوس بین کوچه سیلی خورده بر رویش
شده از ضربه ی در زخمی و مجروح پهلویش

فدک شد غصب از او و کتک ها خورد از دشمن
زبان را نیست یارای از آن ظلم و ستم گفتن

زبانه می کشد آتش چرا از خانه ی زهرا(س)؟
چرا بشکسته درب چوبی کاشانه ی زهرا(س)؟

چرا بستند اهل کینه و شر دست حیدر(ع) را؟
زدند آن کینه توزان از چه رو دخت پیمبر(ص) را؟

عوض کردند نامردان مسیر دین و قرآن را
اطاعت کرده اند اهل سقیفه امر شیطان را

من از اهل سقیفه تا خدا باقی است منفورم
خدا لعنت کند آن دو بتی که هست منظورم

  • ۰۹ آذر ۰۳ ، ۱۶:۱۷
  • علی اسماعیلی وردنجانی

به زهرای اطهر سلام خدا

به ایشان سلام همه اولیاء

که او هست صدیقه و طاهره
بتول است و معصومه و کامله

که او مادر دوستان خداست
و او مادر جمله ی اولیاست

که او برتر است از همه بانوان
نباشد زنی مثل او در جهان

ولی ظلم بی حد به او شد روا
شده منع از حق خود او چرا؟

بگیر از ستمگر به حق رسول(ص)
همان حق که گردیده غصب از بتول(س)

خدایا بگیر انتقام از عدو
که بشکسته از ظلم پهلوی او

که خونخواه اولاد زهرا(س) توئی
که ریشه کن ظلم اعدا توئی

بتول است و او دخت پیغمبر(ص) است
و او بر امامان ما مادر است

مقامش هم از انبیاء برتر است
به مولا علی(ع)، فاطمه(س) همسر است

به زهرا(س) و بر مادر او سلام
که هستند شایسته ی احترام

  • ۱۱ دی ۰۲ ، ۰۹:۱۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی

سلام خدا بر تو یا فاطمه(س)

که عرش خدا را تویی قائمه

تو محبوبه ی قلب پیغمبری
به زن های هر دو جهان سروری

تویی مادر دوستان خدا
تویی مایه ی عزت انبیاء

تویی تاج فخر همه اولیاء
تویی دختر و مادر مصطفی(ص)

تویی پاکدامن تو هستی بتول
تویی انتخاب خدای رسول(ص)

تویی علت خلق هفت آسمان
تویی افتخار همه بانوان

تویی مادر پیشوایان دین
تویی حجت کردگار مبین

به آیات وحی خدا کوثری
تو همتای مولای ما حیدری

به ما شیعیانی تو مانند جان
جگر گوشه ی ختم پیغمبران

تویی تالی و همسر مرتضی(ع)
تو صاحب لِوایی به روز جزا

مقام تو بالاتر از عرشیان
گرامی تویی بین افلاکیان

تو و مادرت را هزاران درود
که هستی تو برتر ز کلّ وجود

درود خدا بر تو بانوی دین
که هستی چراغ ره مؤمنین

تویی مادر اهل بیت رسول(ص)
تویی پارسا و تو هستی بتول

شده فرش راهت پَرِ جبرئیل
فدای تو جان و سر جبرئیل

تویی شرح آیات وحی خدا
تویی قبله گاه همه انبیاء

به پایت بریزند گل عرشیان
به قربان تو جان ما فرشیان

تو راضیه هستی و زهرا تویی 
همه زینت عرش اعلی تویی 

تویی حرّه و مرضیه، راکعه
تو تفسیر انسانی و واقعه

تو عذرایی و فخر نسوان تویی
یکی از دو دریای رحمان تویی

سعیده تویی و شهیده تویی
به ما شیعیان نور دیده تویی

تو محبوبه ای و کریمه تویی
تو علامه ای و علیمه تویی

تو در اوج فضلی و در اعتدال
وجود تو لبریز عزّ و کمال

شد از مقدمت قلب هر شیعه شاد
همه هستی ما فدای تو باد

  • ۱۰ دی ۰۲ ، ۰۹:۱۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی

بین کوچه مقابل چشمم

اتفاقی عجیب خورد رقم

خورد سیلی به صورت مادر
شد وجودم پر از مصیبت و غم

صورت مادرم که نیلی شد 
خاک غم بر سرم نشست آن روز

همه ی تار و پود زندگی ام 
از غم او ز هم گسست آن روز

پدرم چون که قصه را فهمید 
شد سراسیمه راهی خانه

پدرم گرد شمع مادر من
چرخ می زد شبیه پروانه

چند نامرد بی خبر ز خدا
سوی خانه هجوم آوردند

بهر بیعت گرفتن زوری
پدرم را به زور می بردند

بارها گفته بود پیغمبر(ص)
که مودت کنید با زهرا(س)

خیر دنیا و آخرت باشد
در محبت به عترت طه

پشت در بود مادرم آن روز
که در خانه شعله ور گردید

مادرم در حمایت از حیدر(ع)
پیش عصیانگران سپرگردید

با هجوم چهل نفر کافر
در خانه گسسته شد آن روز

پهلوی مادرم ز ضربه ی در
مثل شیشه شکسته شد آن روز

پهلوی مادرم که شد مجروح
بار شیشه به دوش مادر بود

کشته شد از فشار در محسن(ع)
سخت ما را غم برادر بود

مادرم زیر دست و پا افتاد
بازویش زیر دست و پا بشکست

دست مادر ز کار چون افتاد
شد وبال تنش دگر آن دست

تا که از جا بلند شد مادر
ضرب سیلی نصیب رویش شد

زد عدو با غلاف شمشیرش
جای ضربه به رنگ مویش شد

مدتی هست مادرم زهرا(س)
مانده در رختخواب بیماری

خواهر دل غمین و محزونم
کند از مادرم پرستاری

مادرم دست بر کمر امروز
خانه را می زند خودش جارو

شکر یارب که حال او خوب است
کرده بر درد او اثر دارو

مدتی هست مادرم زهرا(س)
شده دلتنگ حضرت بابا

برو بر مأذنه بلالِ رسول(ص)
بار دیگر اذان بگو حالا

الله اکبر الله اکبر
الله اکبر الله اکبر

اشهد ان لا اله الا الله
اشهد ان لا اله الا الله

اشهد ان محمد رسول الله
اشهد ان محمد رسول الله

رفت از هوش مادرم، کافیست
ای مؤذن اذان مگو دیگر

این اذان شد اذان آخر او
وای بر من شدیم بی مادر

پدرم وقت غسل مادر من
خورد دستش به بازوی مادر

پدرم هم ز هوش رفت ای وای
قامتم خم شد و شکست کمر

پدرم گفت: با رسول خدا(ص)
پس بگیر این امانت خود را

می شود همنشین تو زهرا(س)
من و درد و مصیبت و غم ها.‌..

  • ۱۹ آذر ۰۲ ، ۲۱:۱۸
  • علی اسماعیلی وردنجانی

کیستم من؟ دختر پیغمبر(ص) و امّ ابیهایم

کیستم من؟ کفو حیدر(ع) همسر و همراه مولایم

زهره و زهرا منم، من قره العین رسولم
من نگین خاتم پیغمبران و فخر بابایم 

تک تک آیات قرآن را منم معنا و مفهوم
کیستم؟ متن مفاتیح الجنان، شرح دعاهایم

کیستم من؟ بهترین الگوی تقوی و عفافم
کوثر قرآن منم، من برترین بانوی دنیایم

معجز موسی ابن عمرانم ید بیضا منم من
وقت اثبات نبوّت من عصای دست موسایم

می دمید عیسی دمی تا مردگان را زنده می کرد
معجز عیسی منم، من آن دم گرم مسیحایم

حاصل پیوند دو دریاست اگر لؤلؤ وَ مرجان
بی گمان ای اهل عالم من یکی از آن دو دریایم

من به اذن حق مددکارم به هر امداد خواهی
من به هر دردی که درمانی ندارد هم مداوایم

کیستم من؟ مطلع الفجرم، کی ام من؟لیله القدر
آیه ی تطهیر را تفسیرم و تکویر و اعلایم

کیستم من؟ آن که هم‌ّ و غمّ او اسلام و دین است
پاسدار دینم و حامی قرآن و توّلایم

کیستم؟ شرح حدیث قدسی لولاک هستم
کیستم؟ خیر کثیرم، راضیه، مرضیه، زهرایم

  • ۰۵ آذر ۰۲ ، ۰۷:۰۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

آمدی یا فاطمه(س) تا وحی بی کوثر نماند

رحمه للعالمین یک عمر بی مادر نماند
وجه رب العالمین بی کفو و بی همسر نماند
آسمان معرفت بی ماه و بی اختر نماند

مقدم تو روی دیده، ای گل باغ رسالت
ای تو مصباح الهدی، روشنگر راه سعادت
ای سراپای وجودت فضل و احسان و کرامت
ای که هستی مظهر پاکی و تقوا و نجابت

دختر پیغمبری و محور آل عبایی
حجت حق، تاج فخر اولیا و انبیایی
کوثر وحی خدا و زیب عرش کبریایی
مرضیه، زهرا(س) و عذرا، همسر شیر خدایی

ای که هستی خاتم پیغمبران(ص) را نور دیده
عالم هستی به ناز شست تو شد آفریده
بین خوبان جهان ایزد شما را برگزیده
عاشقانه مرغ دل ها سوی کویت پر کشیده

آسمانی هستی اما ساکن ملک زمینی
معنی قرآن و شرح رحمه للعالمینی
همسر شایسته ی مولا امیرالمؤمنینی
شرح و تفسیر نماز و قبله ی اهل یقینی

بال پرواز تو بال حضرت جبریل باشد
نغمه ساز جشن میلاد تو اسرافیل باشد
خاک پایت توتیای چشم میکائیل باشد
وقت استقبال قربانیت اسماعیل باشد

کیستی؟ یاری گر مسکین و ایتام و اسیری
تو به نص آیه های وحی حق خیر کثیری
همطراز حیدر(ع) کراری و نعم الامیری
بین نسوان جهان خیرالنّسا و بی نظیری

مشکلات اهل عالم را تویی حل المسائل
این جهان دریای طوفانی، تو لنگرگاه و ساحل
ذکر تو باشد عبادت نام تو نقل محافل
میوه ی قلب رسولی، الگوی انسان کامل

باغ سر سبز ولایت را صفا بخشیده نامت
کیستی؟ که خالق سبحان دهد هردم سلامت
آیه های وحی حق هستند تفسیر کلامت
شیعیان را شافعه هستی تو هنگام قیامت

واسطه هستی میان آدمی با حیّ سبحان
تو همان حصن حصینی و پناه بی پناهان
گشته در شان تو نازل آیه ی تطهیر قرآن
روشنی بخشیده ای بر قلب و جان اهل ایمان 

آنقدر خوبی که تحسینت کند حتی عدویت
سوره ی شمس و ضحی نورانی از آب وضویت
مرغ دل پر می زند پیوسته در اطراف کویت
الگوی خوبان عالم سیرت و خُلق نکویت

خانه ی کعبه به گردت روز و شب در استلام است
زندگانی جز برای مدح تو گفتن حرام است
ذاکرت با حضرت باری تعالی هم کلام است
دردمندیم و به درد ما نگاهت التیام است

  • ۱۸ دی ۰۱ ، ۱۲:۴۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی