اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

بایگانی
پیوندهای روزانه

۱۴۸ مطلب با موضوع «سایر موضوعات» ثبت شده است

یک عمر در عزای تو رنجیده ام ز دور
شب تا سحر ز داغ تو نالیده ام ز دور
"من غربت حریم تو را دیده‌ام ز دور

یک عمر دور قبر تو گردیده‌ام ز دور"

هستند شیعیان جهان مبتلای تو
بود و نبود و دار و ندارم فدای تو
"نگذاشتند دستـه‌ گل آرم بـرای تو

از اشک بر مزار تو گل چیده‌ام ز دور" 

چون آمدن کنار تو ممنوع بود و هست
روبیدن غبار تو ممنوع بود  و هست
"بوسیدن مـزار تـو ممنـوع بود و هست

قبر تـو را ستـادم و بوسیده‌ام ز دور"

می خواستم  ز اشک دو چشمم  وضو  کنم
از خاک قبر تو طلب آبرو کنم
"می‌خواستم مزار تو را شست‌ و شو کنم

کردم نثار، خون دل از دیده‌ام ز دور"

آورده باد جلوه ای از آن شمیم را
صدها سپاس حضرت رب کریم  را
 "سازد خموش روز قیامت جحیم را

اشکی که بر مزار تو پاشیده‌ام ز دور"

آقا تویی به روز  قیامت مرا شفیع
ای آن که هست نزد خدا جای تو رفیع
"تا کسب آبرو کنم از روضه بقیع

صورت ز خاک قبر تو پوشیده‌ام ز دور"

من در غم شهادت تو گریه کرده ام
یک عمر در زیارت تو گریه کرده ام
"هر روز بهر غربت تـو گریه کرده‌ام

هر شب ز درد و داغ تو نالیده ام  ز دور"

بر لوح و حجر و فرش و قلم مانده داغ تو
بر پاره‌پاره ی جگرم مـانده داغ تو

"باشد بهشت مـن حرم بی‌چراغ تو
یک عمر دور قبر تو گردیده ام ز دور"

  • ۰۶ تیر ۹۸ ، ۰۸:۱۱
  • علی اسماعیلی وردنجانی

یا سید الکریم دل و دیده جای توست
شیعه اسیر دام تو و مبتلای توست

هم سید الکریم هستی و هم زاده ی کریم
با افتخار شیعه ی حیدر(ع) گدای توست

رفته به کربلا و شده زائر حسین(ع) 
آن کس که  زائر حرم و کربلای توست

یا سید الکریم، تو ای جان اهل بیت(ع)
شیعه تمام عمر به زیر لوای توست

ای روسفید پیش خداوند متعال
چشم امید ما به دو دست و دعای توست

دارالشفای ماست مزار شریف تو
 باغ بهشت و روضه ی رضوان سرای توست

آقا به جایگاه قرب تو در نزد حق قسم
خوشبخت آن که بنده ی خاص خدای توست

تو منبع فضائل و احسانی و کرم
 چشم امید ما به عطا و سخای توست

یاسید الکریم فدای تو جان ما
   ای تاج فخر شیعه که جان ها فدای توست

دل در کنار قبر تو آرام می شود
شوق و امید و آرزوی ما رجای توست

عبدالعظیم و حصن حصینی برای ما
ما را امید و شوق وصال و لقای توست

یا سید الکریم  تو راضی ز شیعه باش
زیرا رضای حضرت حق در رضای توست

از چشم شیعه چشمه ی اشکی که جاری است
از سوز درد و غصه و داغ عزای توست

  • ۲۷ خرداد ۹۸ ، ۱۳:۳۷
  • علی اسماعیلی وردنجانی

کاش بر سر سایبانی داشت قبرهای بی ضریح
دست کم یک روضه خوانی داشت قبرهای بی ضریح

کاش می شد در کنار قبر ها خون گریه کرد
چشمه از اشک روانی داشت قبرهای بی ضریح

کاش می شد سجده ای بر خاک زد در آن دیار  
کاشکی جای اذانی داشت قبرهای بی ضریح

هشتم شوال ویران شد قبور اهل بیت(ع)
کاش قبه یا نشانی داشت قبرهای بی ضریح

غربت آنجا می زند موج از جفای دشمنان
کاش هر شب زائرانی داشت قبرهای بی ضریح

گرچه لبریز است دل از حب آل مصطفی(ص)
کاش بر سر عاشقانی داشت قبرهای بی ضریح

گرد غربت را چه می شد می زدود از قبرها
کاشکی خانه تکانی داشت قبرهای بی ضریح

دم به دم شوق زیارت شعله ور در جان ماست
کاش هر دم کاروانی داشت قبرهای بی ضریح

  • ۱۹ خرداد ۹۸ ، ۰۹:۲۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی


تا وقت سحر خدا خدا می کردم
با یاد خدا عشق و صفا می کردم

لبریز ز عشق حضرت حق بودم
در چشمه ی عاشقی شنا می کردم
---
دیدیم خدا را همه پیدا و نهان
لبریز خدا شدیم در وقت اذان

مهمان خدا شدن چه لذت بخش است
افسوس نماند و رفت ماه رمضان
---

یک ماه چو باغ گل شکوفا شده ام
 با یاری حق دوباره احیا شده ام
 

من با رمضان یار صمیمی بودم
ماه رمضان که رفت، تنها شده ام
---
یک ماه به شوق یار ربنا می گفتم
با دیده ی اشک بار ربنا می گفتم

یک ماه به شکرانه ی مهمانی حق
 با حالت روزه دار ربنا می گفتم

---

ماه رمضان بهار قران بگذشت
هنگام ضیافت خدای سبحان بگذشت
 

دیدیم بسی خیر از این ماه شریف
این ماه پر از خیر فراوان بگذشت

  • ۱۳ خرداد ۹۸ ، ۱۱:۳۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی

بی نگاه عشق در عالم مسلمانی نبود
در درون سینه ها غوغا و طوفانی نبود

بی نگاه عشق عالم شوره زاری خشک بود
در جهان آفرینش باغ و بستانی نبود

آدمی از درد می پیچید بر خود روز و شب
از برای درد او بی عشق درمانی نبود

سخت می شد زندگی کردن برای آدمی
زندگی بی عشق هرگز کار آسانی نبود

می شد این عالم پر از الحاد و کفر و گمرهی
بی نگاه عشق حتی رنگ ایمانی نبود

روی لبها غنچه ی لبخند می خشکید زود
درجهان هر گز لب پیوسته خندانی نبود

حق و باطل هر دو گم می شد اگر عشقی نبود
چون برای حق شناسی هیچ فرقانی نبود

بی نگاه عشق از سوی خدای مهربان
رهنما و رهبر و آیات قرانی نبود

این جهان پر می شد از نیرنگ ها و ظلم ها
بی نگاه عشق هرگز عهد و پیمانی نبود

سایه می افکند بر سرهای ما فصل خزان
بی نگاه عشق درعالم بهارانی نبود

بی نگاه عشق این عالم شبی تاریک بود
از برای این جهان خورشید تابانی نبود

بی نگاه عشق بر سر سایه ی ابری نبود
خرمی از باغ ها می رفت و بارانی نبود

زندگی با عشق معنی می شود ای دوستان
با نگاه عشق دنیا همچو زندانی نبود

دل اگر پر بود از عشق خدا و اهل بیت(ع)
زندگی با عشق جاری بود و پایانی نبود

  • ۰۹ خرداد ۹۸ ، ۰۹:۵۱
  • علی اسماعیلی وردنجانی

از غنچه های باغ گلاب آفریده شد
مهتاب جلوه کرد و نقاب آفریده شد

از تشنگی که جان به لب آدمی رسید
در جستجوی آب، سراب آفریده شد

باغ بهشت آن سوی پل چون که شد بنا
اعمال نیک و خیر و ثواب آفریده شد

چون که هدف ز خلقت انسان عبادت است
میزان عدل و روز حساب آفریده شد

هر چند شرط اصلی عشق است عاقلی
عاشق همیشه مست و خراب آفریده شد

ما مست جام غنچه ی لبهای دلبریم
لبهای او چو جام شراب آفریده شد

شرح کتاب تک تک آل عبا(ع) شدند
آنگاه وحی و اصل کتاب آفریده شد

در وصف اهل بیت(ع) چو گل کرد طبع من
ابیات نغز و تازه و ناب آفریده شد
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۲:۲۵
  • علی اسماعیلی وردنجانی

دوباره قافیه ها را ردیف خواهم کرد
بساط عشق و صفا را ردیف خواهم کرد

برای آن که دمی با خدا سخن گویم
دو دست و سوز دعا را ردیف خواهم کرد

وجود من همه درد است از جدایی یار
وصال  یار و دوا را ردیف خواهم کرد

به اشک چشم و به سوز دعای وقت سحر
دو باره یاد خدا را ردیف خواهم کرد

اگر چه دل ز گناهان سیاه و زنگاری است
 ز اشک دیده جلا را ردیف خواهم کرد

به مدح آل علی(ع) روز و شب سخن گویم
رضای آل عبا(ع) را ردیف خواهم کرد

گدای درگه آل عبا(ع) شدن هنر است
نشانه های گدا را ردیف خواهم کرد

گناه کار م و بر عفو حق رجا دارم
امید و خوف و رجا را ردیف خواهم کرد

امید من به چهارده امام و معصوم(ع) است
شفیع روز جزا را ردیف خواهم کرد

  • ۲۵ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۳:۵۸
  • علی اسماعیلی وردنجانی

هدیه ای دارم شما را مومنان
یک روایت را کنم تقدیمتان

این روایت از امام صادق(ص) است
گفته های او کلام خالق است

گفت با یاران خود مولای ما
تا ببخشد روشنی فردای ما

« انّ فوق عبادهٍ عبادهً
و حبنا اهل البیت افضل عباده »

فوق هر عبادتی، عبادتی است
این سخن را نکته و لطافتی است

نیست بالاتر ولی از حب ما
هیچ عبادتی در نزد خدا

هر عبادت هست محدود ای بشر
حب ما اما همیشه مستمر

گر که می جوئید پس راه صواب
یا اگر خواهید از ایزد ثواب

دوست دار آل پیغمبر(ص) شوید
شیعه باشید و ره حیدر(ع) روید

آن که در دل حب آل الله(ص) کاشت
پرتو انوار شمس و ماه داشت

هر کسی که او شیعه ی آل عباست
قلب او لبریز انوار خداست

  • ۲۷ بهمن ۹۷ ، ۱۱:۰۸
  • علی اسماعیلی وردنجانی

پس از این شاعری نخواهم کرد، دوستان، شاعران خداحافظ
کرده پیرم اگر سرودن شعر، شعرای جوان خداحافظ

من برای سرودن شعر، سیر در هفت آسمان کردم
عاقبت آمدم به روی زمین، آی هفت آسمان خداحافظ

گفتم ازعشق و عاشقی ها و از غم و درد و رنج ها بسیار
عاشقم پای تا سرم عشق است، ولی ای عاشقان خداحافظ

نه قصیده سرایم و نه غزل، نه رباعی نه شعر نو دیگر
مثنوی های من تمام شده، میکده، می خوران خدا حافظ

گل و گلزار و گلشن و باغ، تا ابد خرمی از آن شما
پس از این چون غزل نخواهم گفت، گلشن و بوستان خداحافظ

مصرع و بیت و قافیه و ردیف، کار من  با شما تمام شده
سرتان تا ابد سلامت باد، آری ای دوستان خداحافظ

شعر من شعر شور بود و امید، نا امیدی نبود در شعرم
قهر بودم اگر چه با پائیز، فصل باد خزان خداحافظ

گر چه نایی نمانده در تن من، قد کمانم اگر ز درد فراق
مثل یک مرد قهرمانم من، مثل یک پهلوان خداحافظ

غیر مدح رسول و آل رسول(ص)، نسرودم سروده ای هرگز
نسرودن به مدحشان سخت است، ولی ای مومنان خداحافظ

نه، مرا طاقت جدایی نیست، زنده ام من به مدح آل رسول(ص)
می سرایم به مدحشان شب و روز، این خط، این هم نشان، خداحافظ 

  • ۲۳ بهمن ۹۷ ، ۱۰:۵۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی

فخر شیعه حضرت عبدالعظیم
سیدی والامقام است و کریم

گفت با آن سید والا مقام
در پیامی پیشوای خاص وعام

شمس طوس و پیشوای هشتمین
در پیام خود بفرمود اینچنین

شیعیانم را رسان از من سلام
بعد با آنها بگو با احترام

تو بگو با شیعه ای مرد کریم
در کمین بنشسته شیطان رجیم

راه را بر مکر شیطان سد کنید
پیروی از حیدر(ع) و احمد(ص) کنید

راستگو باشید و رهپوی علی(ع)
بال بگشائید در کوی علی (ع)

گو امانت دار باشند و امین
یار هم باشند جمله متقین

گو که خاموشی همانند طلاست
در جدل اما دو صد ظلم و بلاست

شیعیان باید که یار هم شوند
مثل گلها سایه سار هم شوند

عاشق دیدار یکدیگر شوند
سامع گفتار یکدیگر شوند

هر که باشد شیعه ی آل رسول(ص)
می کند شرط ولایت را قبول

هرکسی افتد به جان دیگری
کرده او با دشمنان هم سنگری

خشمگین هرکس کند یاران ما
گوئیا پژمرده او بستان ما

هر کسی پژمرد بستان ولا
ریزدش بر سر دو صد سنگ بلا

او در این دنیا کشد صدها عذاب
در قیامت هم  برایش صد عقاب

می وزد بر باغ او باد خزان
در قیامت هم ندارد جز زیان

هر که نیکو کار شد بخشوده شد
از غم و درد جهان آسوده شد

هر که مشرک شد به غم شد مبتلا
در دو عالم بر سرش سنگ بلا

هر که قصد بد برای شیعه داشت
یا اگر تخم نفاق و کینه کاشت

نیست ایزد بی گمان راضی از او
توبه، توبه ، توبه اش کاری نکو

هر که باشد او گرفتار گناه
نامه ی اعمال او گردد سیاه

روح ایمان از دلش بیرون شود
کافر و ملحد شده ملعون شود

دوستی با ما نخواهد داشت او
گر چه او باشد همیشه با وضو

روز رستاخیز و هنگام حساب
رو سیاه و نامه خالی از ثواب

یکه و تنها و بی یار و حبیب
از ولای ما ندارد او نصیب

می برم بر حق پناه از این عمل
فکر عقبا باش پس قبل از اجل

شیعه باید پیروی از ما کند
اقتدا بر حیدر(ع) و زهرا(س) کند

پای بگذارد به جای پای ما
گوش بسپارد به حرف رهنما

هر که در حرف و عمل شد یار ما
دست او گیریم در روز جزا

شیعه ای که رهرو مولا شود
آبروی حضرت زهرا(س) شود

بذل و بخشش می کند در راه دین
دست یاری می دهد با موءمنین

در سرش شوق لقای دوستان
با همه همسایگانش مهربان

رهرو راه امام صادق(ع) است
روز و شب فکر رضای خالق است

هر که راضی شد ز کردارش خدا
می چشد از چشمه ی آب بقا


  • ۱۹ آذر ۹۷ ، ۱۰:۵۶
  • علی اسماعیلی وردنجانی