اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

بایگانی
پیوندهای روزانه

۱۴۸ مطلب با موضوع «سایر موضوعات» ثبت شده است

پیرم اما باز احساس جوانی می کنم
در میان پهلوانان پهلوانی می کنم  

گرچه گمنامم میان مردم دنیا ولی
عاقبت آوازه ی خود را جهانی می کنم

گر چه من از کاروان عاشقی ماندم عقب
من همین امروز خود را کاروانی می کنم

عشق آل الله را می پرورانم در سرم
از طریق عشق، خود را آسمانی می کنم

چون بقا خواهم، فنا باید شدن در راه حق
از فنا من خویشتن را جاودانی می کنم

من درخت دوستی را می نشانم در زمین
با تمام اهل عالم مهربانی می کنم

از لبم تا زنده هستم نام حیدر(ع) جاری است
آری آری در همه دم در فشانی می کنم

یا علی(ع) می گویم و پیروز میدان ها منم
قهرمانم، قهرمانم، قهرمانی می کنم  

  • ۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۰:۵۷
  • علی اسماعیلی وردنجانی

 

شد نیمه شب ولی خبر از باب او نشد
زینب(س) حریف آن دل بی تاب او نشد

شد ماه او در آن شب ظلمت سر پدر
ماهی به روشنایی مهتاب او نشد
2
او با سر پدر سخن آغاز کرد و بعد
با شور و شوق مهر خود ابراز کرد و بعد

اهل حرم همه به سر و سینه می زدند
چون مرغ بال بسته که پرواز کرد و بعد...
3
بالش شکسته بود ولی پر کشید و رفت
آب زلال  چشمه ی کوثر چشید و رفت

چون دختر رسول(س) قد او خمیده بود
مویش سپید و پیش خدا رو سفید و رفت
4
دستان خود چرا به کمر داشت دخترک
چشمان خون ز داغ پدر داشت دخترک

بار دگر سراغ پدر را گرفت او
چون با پدرهوای سفر داشت دخترک
5
آن شب دلش گرفته و حالش فگار بود
زنجیر غم به دور تن او حصار بود

می گفت عاشقانه با سر بابای خود سخن
نایی نداشت دیگر و در احتضار بود

  • ۰۹ مهر ۹۷ ، ۰۸:۵۶
  • علی اسماعیلی وردنجانی

دست پیغمبر(ص) به دست اهل بیت خویش بود
قلب نجران مسیحی هم پر از تشویش بود

حق و باطل رو به روی یکدگر صف بسته بود
لعنت حق باد بر هر کس که او بد کیش بود
---
یک طرف اهل کسا بودند ثم نبتهل
یک طرف قوم دغا بودند ثم نبتهل

قوم باطل پای تا سر غرق رعب و وحشتند
مومنان غرق رضا بودند ثم نبتهل 
---
حق تجلی کرده در آل عبا(ع)
هست در این آینه پیدا خدا

هر که با این قوم در افتاده است
او ور افتاده است بی چون و چرا
---
یک طرف حق یک طرف هم باطل است
یک طرف آگاه یک سو جاهل است

شیعیان ما را چه غم از موج طوفان بلا
یاور مردان حق وقتی خدای عادل است
---
قوم شیطان یک طرف جمعند ثم نبتهل
اهل ایمان یک طرف جمعند ثم نبتهل

مومنان از این شکست لشکر کفر و عناد
شاد و خندان  یک طرف جمعند ثم نبتهل 

  • ۱۳ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۱۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی

هر شهر و دیار باغ و راغی دارد
با نسترن و لاله ایاغی دارد

در بین تمام شهر های عالم
شیراز فقط شاه چراغی دارد
---
بی شاه چراغ راه گم خواهد شد
وقت سحر و پگاه گم خواهد شد

ترسم نرسی به کعبه ای رهرو حق
در ظلمت شب اله گم خواهد شد
---
ای قبله ی بارگاه تو عرش برین
وی صحن تو با صفاترین ملک زمین

توفیق که شد یار و شدم زائر تو
از شکر گذارم به روی خاک، جبین
---
ای صحن و سرای تو سراسر گوهر
 از مشک ختن خاک دیارت بر تر

هر تشنه لبی که می شود زائر تو
نوشد ز می جام طهور کوثر
---
ای نگین حلقه شیراز یا شاه چراغ
در میان مومنین ممتاز یا شاه چراغ

دل کبوتر وار گرد کوی تو
می کند هر صبح و شب پرواز یا شاه چراغ  


  • ۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۱:۳۶
  • علی اسماعیلی وردنجانی


گذشت ماه عبادت رسید عید سعید
به پاس شوق و ارادت رسید عید سعید

به روزه دار، خدا داده وعده ی جنت
برای اهل سعادت رسید عید سعید
---
گذشت ماه صیام  و رسید موسم عید
دلم هنوز به دام و رسید موسم عید

بهار رویش قران گذشت صد افسوس
شمیم خوش به مشام و رسید موسم عید
---
ای ماه صیام برو اما برگرد
امروز برو دوباره فردا برگرد

ما منتظر آمدنت می مانیم
تنها نه، تو با یوسف زهرا (عج) برگرد
---
یک ماه به چشم خود خدا را دیدم
شب تا به سحر حمد و ثنا را دیدم

یک ماه مطیع امر حق بودم من
عید آمد و از خدا رضا را دیدم
---
می خواست که شیعه ای مصمم بشویم
تاج سر مردمان عالم بشویم

نوشیم ز چشمه سار ماه رمضان
مستانه به دوست یار و همدم بشویم
----
عید سعید ماه ضیافت خوش آمدی
ای از خدا به ما تو عنایت خوش آمدی

یک ماه آیه های خدا بود ورد لب
عید سعید شکر تلاوت خوش آمدی

  • ۲۴ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۱۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی

از بس گریست چشم ترش درد می کند
چون مرغ خسته، بال و پرش درد می کند

بانو نخورده ضربه ای از در ولی ز غم
مانند فاطمه(س)، کمرش درد می کند

از آتشی که سوخت در خانه ی علی(ع)
این خانه سالهاست درش درد می کند

این خانه بوی فاطمه(س) دارد الی الابد
تا روز حشر، بوم و برش درد می کند

با یاد ظهر حادثه و کربلای خون
همدرد باحسین(ع)،سرش درد می کند

یک ماه داشت ماهتر از ماه آسمان
قلبش ز داغ آن قمرش درد می کند

با پای دل به کرببلا می کند سفر
از رنج زینبش(س) جگرش درد می کند

دیگر توان ندارد و پایان عمر اوست
این نیمه جان مختصرش درد می کند

او در عزای فاطمه(س) و خاندان او
از بس گریست چشم ترش درد می کند

  • ۰۹ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۵۶
  • علی اسماعیلی وردنجانی

باز باران
باترانه
گفتگویی عاشقانه
حرفهایی دوستانه

بر لبم پیوسته اسماء الهی
اَلْمَلِکْ

اَلْقُدّوُسْ

اَلْسَّلام

اَلْمُؤْمِنْ

اَلْمُهَیْمِنْ

اَلْعَزیزْ

اَلْجَبّارْ

اَلْمُتَکَبِّرْ

اَلْخالِقْ

اَلْبارِئْ

اَلْمُصَّوِّرْ

اَلْغَفّارْ

اَلْقَهّارْ

اَلْوَهّابْ

اَلْکَریمُ

ذُوالطَّوْلْ

اَلْرَزّاقْ

اَلْفَتّاحْ

اَلْعَلیمْ

اَلْحَکیمُ

اَلْباسِطْ

اَلْمُعِزّْ

عالِمُ الْغَیْبْ

اَلْخافِضْ

الرّافِعْ

اَلْمُعِزّْ

اَلْمُذِلّْ

اَلسَّمیعْ

اَلْبَصیرْ

اَلْحَکَمُ

الْعَدْلْ

اَللَّطیفْ

اَلْهادِی

الْخَبیرِ

الْمُبینْ

اَلْحَلیمِ

الرَّئوُفِ

الْمَنّانْ

اَلْحَکیمْ

اَلْغَفُورْ

اَلْشَّکُورْ

اَلْعَلیّْ

اَلْحَفیظْ

اَلْحَسیبْ

اَلْجَلیلْ

اَلْکَریمْ

الْقَریبُ

الْمُجیبُ

اَلْواسِعْ

اَلْوَدُودْ

اَلْمَجیدْ

اَلْباعِثْ

اَلْشَّهیدُ

الْحَقْ

اَلْوَکیلْ

اَلْقَویّ

اَلْمُعیدْ

اَلْمُحِی

الْمُمیتْ

اَلْحَیّْ

اَلْقَیُّومْ

اَلْواجِدْ

اَلْماجِدْ

اَلأحَدْ

اَلْصَّمَدْ

اَلْقادِرْ

اَلْبِرّْ

اَلْتَّوّابْ

اَلْمُنْتَقِمْ

اَلْرَّؤُوفْ

اَلْسُّبُوُحْ

مالِکُ

الْمُلْکْ

اَلْغَنِیُّ

الْمُغْنی

اَلْمُعْطی

اَلْمانِعْ

اَلْنُّورْ

اَلْهادی

اَلْبَدیعْ

اَلْوارِثْ

اَلْصَّبُورْ

آری آری
عشق بازی با خدا عشق حقیقی است
عشقی حقیقی است ...

  • ۱۰ دی ۹۶ ، ۱۳:۱۵
  • علی اسماعیلی وردنجانی

یا سید الکریم نگین دیار ری
در اختیار حضرت تو اختیار ری

یا سید الکریم تویی تاج فخر ما
ای باعث غرور همه، افتخار ری

با اهل بیت(ع) گشته عجین تامت ای کریم
یا سید الکریم تو ای اعتبار ری

شد با صفا ز مقدم تو گلشن وجود
ای باعث طراوت باغ و بهار ری

ری شهره شد ز نام تو سرتاسر جهان
یا سید الکریم ، تو ای شهریار ری

عازم شدم برای زیارت به کوی تو
ما را هوای کوی تو کرده دچار ری

 شد زائر تو زائر کرببلای عشق
ما را برات جنت رضوان غبار ری


  • ۳۰ آذر ۹۶ ، ۱۳:۱۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

شب یلدا شب زیبای شادی است
شب فهمیدن معنای شادی است

هوا سرد است و دلها گرم گرم است
شب یلدا، شب گرمای شادی است

گل لبخند می روید به لبها
به لبها نغمه و آوای شادی است

شب کرسی و آجیل و شب عشق
شب یلدا شب نجوای شادی است

شب یلدا شب شعر و شعور است
شب زیبای روح افزای شادی است

شب یلدا شبی ایرانی اما
شبی با وسعت دنیای شادی است

شب شادی و شور و مهربانی
شب پیدایش سیمای شادی است

محافل جملگی گرم و صمیمی
شب یلدا گل شبهای شادی است

همه عالم پر از شور و نشاط است
شب طولانی و پهنای شادی است

شب یلدا شب خندیدن ماست
که هر دل در سر سودای شادی است

منم شیعه، علی (ع) هم مقتدایم
علی(ع) مولای من، مولای شادی است

به نص آیه های وحی منزل
بلی فتوای من، فتوای شادی است

  • ۲۸ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۲
  • علی اسماعیلی وردنجانی

ارحم الراحمین خدای رحیم
احسن الخالقین اله کریم

کیستی ؟ ای خدا تو الله ی
تو ز اسرار خلق آگاهی

اول و آخر و احد هستی
بی نیازی تو و صمد هستی

باشکوهی، عظیمی و اعلی
اکرم و اعظمی،تویی دانا

احکم الحاکمین تویی یارب
مالک یوم الدین تویی یارب

ظاهر و باطن و بصیر تویی
اعلم و اکبر و کبیر تویی

ما همه تائب و تو توابی
ما همه عبد تو، تو اربابی

ای خدا جامعی و جباری
ما سراپا گنه، تو غفاری

تو حفیظ و حلیم و حی و حمید
تو حمید و حسیب و حق و مجید

تو خبیر و تو خالق و خلاق
پر شد از ذکر تو همه آفاق

خیر الفاصلین تویی یارب
خیرالحاکمین تویی یارب

خیرالفاتحین تویی مولا
خیرالغافرین تویی مولا

خیرالوارثین تویی الله
خیرالراحمین تویی الله

خیرالمنزلین و رحمانی
تو ز هر عیب و نقص سبحانی

ذوالمعارج وذوالجلالی تو
ذوالجمالی و ذوالکمالی تو

ذوالعظیمی و ذوالکرامی تو
و تو ذوالعرش و ذوانتقامی تو

و تو ذوالرحمه ای و ذوالطولی
و تو ذوالقوه ای و مدلولی

درجاتت رفیع یا الله
ای علیم و سمیع یا الله

تو رئوف و رحیم و رزاقی
عشق در قلب و جان عشاقی

تو سریع الحسابی یا الله
تو سریع العقابی یا الله

تو سلام و شکور و وهابی
تو وکیل و ودود و توابی

هادی و واحد و نصیری تو
والی و واسع و بصیری تو

مالک و مستعان تویی و متین
متکبر، مهیمنی و مبین

تو شدید العقابی یا الله
مالک آفتابی یا الله

تو محیط و مصوری و مجیب
مومن و متعالی و تو مصیب

قادری ، قاهری و قهاری
قابل التوبه ای و غفاری

فالق الحب و النوی هستی
روح هر ذکر و هر دعا هستی

عالم الغیب و الشهاده تویی
ما همه مست و جام باده تویی

ای که هستی تو فالق الاصباح
هم تو مشکوه و هم تویی مصباح

نور هفت آسمان تویی یارب
هادی انس و جان تویی یارب

ای خداوند خالق ازلی
خالق احمد(ص) و بتول(س) و علی(ع)

شکر یارب که شیعه هستم من
ز می اهل بیت(ع) مستم من

تا که قران کتاب دین من است
تا علی(ع) باور و یقین من است

با توکل به خالق رحمان
غم ندارم من از غم دو جهان

  • ۲۳ آذر ۹۶ ، ۰۸:۵۷
  • علی اسماعیلی وردنجانی