اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

اشک شفق

سروده ها و دلنوشته های علی اسماعیلی وردنجانی

بایگانی
پیوندهای روزانه

باز هم یارب «عطایت» را برایم پست کن
سخت بیمارم «شفایت» را برایم پست کن

دوست دارم بشنوم یارب صدایی دلربا
مرحمت فرما «صدایت» را برایم پست کن 

گشته ام عمری ولی هرگز نجستم من تو را
مهربانا «رهنمایت» را برایم پست کن

دست من خالی است می خواهم جهانی از طلا
لطف فرما «کیمیایت» را برایم پست کن

تو امید نا امیدانی امید من به توست
ای خدای من «رجایت» را برایم پست کن

عمر کوتاه است و باشد آرزوهایم زیاد
معدن «جود و سخایت» را برایم پست کن

از خلایق دیده ام من بی وفایی بارها
تو ولی «مهر و وفایت» را برایم پست کن

من عصای حضرت موسی(ع) نمی خواهم ولی
ناتوانم تو «عصایت» را برایم پست کن

واقفی از حال من، یارب گنه آلوده ام
این دم آخر «هدایت» را برایم پست کن

ای خدا آئینه ی قلبم همه زنگاری است
عفو فرما و «جلایت» را برایم پست کن

از همه تفسیر قرآن ها یکی باشد صحیح
ای خدا تو آن «روایت» را برایم پست کن

کوششم این بود تا سازم تو را از خود رضا
ای خدا «مُهر رضایت» را برایم پست کن

ای خدای مهربان آن ده که بهْ باشد مرا
پس به دست خود «دعایت» را برایم پست کن

حال ما خوب است حال تو چطور است ای خدا؟
شرحی از «حال و هوایت» را برایم پست کن

سر جدا شد از حسین(ع) و صبر کردی ای خدا
روضه ی آن «سرجدایت» را برایم پست کن

شاکی ام از بابت این صبر بی اندازه ات
پاسخت بر این «شکایت» را برایم پست کن

آرزوی کربلا دارد خدایا این دلم
«تربت کرب و بلایت» را برایم پست کن

هرچه دارم شد محقق با حمایت های تو
باز «انواع حمایت» را برایم پست کن

ای خدا ممنونم از الطاف بی پایان تو
باز هم «لطف و عنایت» را برایم پست کن

  • ۰۷ اسفند ۰۴ ، ۰۹:۲۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

قال علی علیه السلام:
 حُبُّ الوَطَنِ مِن الإیمانِ
حضرت علی علیه السلام فرمود: 
دوست داشتن وطن از ایمان است
+++++
هستِ تو هستِ ماست ای ایران
می تپد قلب ما برای تو

همه عالم تن است و تو جانی
ملک عالم همه فدای تو

همه جای جهان پهناور
با صفا گشته از صفای تو

حبّ ایران نشان دین داری است
مؤمنان جمله مبتلای تو

بشکند دست آن که یک ذره
کند اندیشه ی جفای تو

همه بود و نبود ما هستی
ما همه یک به یک فنای تو

ما فنا می شویم ای ایران
که شود موجب بقای تو

وقت ایثار جان برای وطن
ما علمدار کربلای تو 

سرخی دست و پا و صورت ما
ای وطن هست از حنای تو

تاج فخر است بر سر هر کس
که شده سائل و گدای تو

مس ما می شود طلای ناب
همه با لطف کیمیای تو

ما نفس می کشیم با عشقت
ما همه یار با وفای تو

دشمنت سخت در پی آن است
که به یغما بَرَد طلای تو

ما عزادار خویشتن هستیم
گر نشینیم در عزای تو

کور بادا دو چشم بدخواهت
جاودان تا ابد بنای تو

بر سرت باد سایه ی «الله»
حافظ خاک تو خدای تو

  • ۰۳ اسفند ۰۴ ، ۰۹:۲۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

ماه مهمانی خدا آمد
ماه اعلان جنگ با شیطان
ماه شبهای قدر آمده است
ماه تنزیل رحمت قرآن 

ماه روزه رسیده است از راه
تا دهد قلب را جلا روزه
تا که با طاعت خدای رحیم 
کند او را ز ما رضا روزه

در حدیثی رسول حق(ص) فرمود:
هفت اثر را برای روزه ی ما
شرط آن این که منحصر باشد
روزه ی ما فقط برای خدا

اولین کار روزه این باشد
که زداید ز جسم مال حرام
روزه باشد نشان دین داری
روزه باشد نشانه ی اسلام

می توان با گرفتن روزه
به وصال خدا مشرّف شد
می توان با دعا و راز و نیاز
مثل برگ گلی مُلطّف شد

پدر ماست حضرت آدم
خوردن گندم اشتباه اوست
روزه ای که به ما شده واجب
رد کفاره گناه اوست

ماه روزه چو می رسد از راه
با خدا تازه می شود پیمان
حضرت حق به پاس روزه ی ما 
سختی مرگ را کند آسان

روز محشر به پای میز حساب
همه هستند جایع و عطشان
روزه داران ولی به روز حساب
همه نه تشنه اند و نه جوعان

در امان بودن است از آتش
مزد هر روزه دار با ایمان
در عوض وارد بهشت شود
با دلی شاد و با لبی خندان

غرق نعمت چنان شود صائم
که سمک در میانه ی دریا 
سهم هر روزه دار خواهد بود
میوه های بهشتی اعلا

ماه میلاد زاده ی زهرا(س)
رمضان ماه مجتبی(ع) باشد
ذکر یا مجتبی(ع) و یا زهرا(س)
ذکر تسبیح انبیا باشد

ذکر تسبیح ماست یا حیدر(ع)
روزه هستیم و سوگوار علی(ع)
ای خوشا روزه دار محزونی
که کند جان خود نثار علی(ع)

  • ۲۹ بهمن ۰۴ ، ۰۸:۳۹
  • علی اسماعیلی وردنجانی

گفت: الله جلّ و اعلی
در پیامی به مردم دنیا
بی شما می شود دل من تنگ
من «تَکَم» بی شما ولی «تنها»

می کنم صبر تا که بر گردی
سوی من بنده ی گنهکارم
باز آ سوی من، تو هر ساعت
آمدی در بزن که بیدارم

رفتن تو برای من سخت است
بنده ی من بگو کجا رفتی؟
تو بدی دیده ای مگر از من؟
بی خدا حافظی چرا رفتی؟!

گفت: خیلی بهانه گیرم من
لحظه لحظه بهانه می گیرم
بنده ی من به سوی من باز آ
که فراق تو نیست تقدیرم

گفت: شاید کناریت با من
نمی آید کنار روزی چند
باز گردید زودتر سویم
بشنوید از خدای خود این پند

من نباشم اگر کنار تو
بنده ی من تو نیز دلتنگی
من که هستم رفیق و عاشق تو
با من اما چرا تو می جنگی؟

گفت: آغوش من برای تو
در تمامی لحظه ها باز است
انتظار تو را کشم شب و روز
بال بگشا که وقت پرواز است

گر پشیمان شدی و برگشتی
زیر گلدان کلید را بردار!
سخت چشم انتظار تو هستم
حرف من را به خاطرت بسپار

نیست شٲن تو آتش دوزخ
چون خدای تو هست بنده نواز
عاشق سوز و آه تو هستم
پس بخوانم به سوز و راز و نیاز

تو رضای مرا اگر خواهی
 بنما والدین خود خشنود
کن اقامه نماز واجب را
هست این دو تجارتی پر سود

تک و تنها، هراس از مردن
نیمه شب، بیم و وحشت صحرا
این منم آن زمان نگهدارت
این منم آن خدای بی همتا

ملتزم کرده ام خودم را من
که به جای تو هم دعا بکنم
تو بخواه آنچه را که می خواهی
تا که من هم به تو عطا بکنم

روی گردانده ای اگر از من
دل اگر که به غیر بسپردی
گر خبر داشتی از محبّت من
بی گمان تو ز شوق می مُردی

من همیشه کنار تو هستم
تو چرا پس چنین ز من دوری؟
 درِ توبه به روی تو باز است
گر به کفر و عناد مشهوری

  • ۲۷ بهمن ۰۴ ، ۰۹:۲۴
  • علی اسماعیلی وردنجانی

سلام ما به تو ای حجّت خدا مهدی(عج)
سلام ما به تو ای فخر انبیا مهدی(عج)

سلام ما به تو ای دیده ی خدا مهدی(عج)
سلام ما به تو ای رایت هدی مهدی(عج)

سلام بر تو که نور خدای سبحانی
سلام بر تو که تفسیر و شرح قرآنی

سلام بر تو که نور هدایتی آقا
سلام بر تو که شرط سعادتی آقا

تویی که می بری از دل تمام غم ها را
 تویی که می کَنی از بیخ و بن ستم ها را

سلام بر تو که باشد سرشت و ذاتت پاک
صدای حضرت حق را فقط تویی پژواک

سلام ما به تو ای کشتی نجات بشر
سلام بر تو که هستی امیر شمس و قمر

سلام بر تو و بر خاندان اطهر تو
سلام ما به تو و اعتقاد و باور تو

سلام بر تو و بر وعده ی ظهور شما
درود بر تو و بر لحظه حضور شما

سلام بر تو که مولای مؤمنان هستی
سلام بر تو که امید شیعیان هستی

قسم به عشق که آگاهم از مقام شما
تمام دار و ندارم فدای نام شما
ظهور توست ظهور حقیقت قرآن 
حضور توست حضور حقیقت قرآن

به خاندان محمد(ص) خدا سلام کند
به اهل بیت(ع)، خدا عزّ و احترام کند

خدا کند که من از پیروانتان باشم
یکی ز منتظران ظهورتان باشم

درود های خدا دم به دم نثار شماست
خوشا به حال کَسی که در انتظار شماست

به لطف ایزد منان تو را کنم یاری
ز دشمنان تو جویم همیشه بیزاری

کسی که پاک و زلال و شبیه آئینه است
گشایش و فرج او به روز آدینه است

تمام عمر و در آن روز میهمان توام
غلام حلقه به گوشی ز شیعیان توام

تو مأمن همگانی به شیعه مأوایی
هماره می کنی از مؤمنان پذیرایی

بگیر دست من و جمله شیعیان آقا
امید نیست به دستان دیگران آقا

به دوستی تو ایزد دهد به ما حسنات
به جان و جسم تو مولای عاشقان صلوات

  • ۱۴ بهمن ۰۴ ، ۰۸:۴۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی

به جز الله(جل جلاله)، بت هستند ای انسان همه رَب ها
خدا را نیست همتایی دگر در بین مذهب ها

تمام آب ها از بهر نوشیدن نمی باشد 
نباید قطره ای نوشید از برخی ز مشرب ها؟

به وقت درد باید رفت سوی دکتری حاذق
که دیگرها بیافزایند بر درد بشر تب ها

«ز نامردان علاج درد خود جستن بدان ماند
که خار از پا برون آرد کسی با نیش عقرب ها»

غنیمت دان شب خود را و با الله(جل جلاله) صحبت کن
پشیمانی ندارد سود وقتی بگذرد شب ها

اگر قصد تو خدمت نیست بر مردم، یقین دارم
وبال گردنت گردد مقام و شغل و منصب ها

اگر خواهی شبی هفت آسمان را سِیْر بنمایی
بُراق آید به کار تو فقط از خیل مرکب ها

تمام آسمان و اخترانش سهم تو هستند
چرا گویی ندارم اختری در بین کوکب ها؟

روش های نوین ما را ز قرآن دورتر کرده
خوشا آنان که آموزند قرآن را به مکتب ها!

 اگر که طالب فیضی بخوان آیات قرآن را
کتاب وحی لبریز است از انواع مطلب ها

اگر شأن و صفا دارد خط تو یک هنرمندی
نمی باشد هنرمند آن که او دارد مُرکّب ها

اگر گاهی خطایی سرزد از تو توبه کن فوری
که هست امید بخشش بر گناه نامرتّب ها

میان اهل عالم یک علی شد خانه زاد حقّ
شده تنها یکی کعبه ز انبوه مکعب ها

  • ۱۰ بهمن ۰۴ ، ۰۹:۲۱
  • علی اسماعیلی وردنجانی

غصه ها روزی بسر می آید و من نیستم
شام غمها را سحر می آید و من نیستم
آفتابم پشت در می آید و من نیستم
از گل زهرا(س) خبر می آید و من نیستم

دوستی ها رخت بست و باوفایی مرده است
در میان آشنایان آشنایی مرده است
شب چه تاریک است گویا روشنایی مرده است
عاقبت نور بصر می آید و من نیستم

آن که از خوبان عالم یک تنه دل می بَرَد
آن که هر مغروق را سالم به ساحل می برد
آن که با خود شادمانی را به منزل می برد 
عاقبت با صد هنر می آید و من نیستم

آن که بی او عمر من با سختی و محنت گذشت
لحظه لحظه عمر من با غبطه و حسرت گذشت
در فراقش عمر من در گوشه ی عزلت گذشت
روزی اما از سفر می آید و من نیستم

جان بده در پیش پایش عاشقانه جای من
شِکوِه کن از  او به شکلی دوستانه جای من
بار غم ها را بریز از روی شانه، جای من
نور چشمانم اگر می آید و من نیستم

بعد از آن که بار غم از من توانم را گرفت
عاقبت وقتی که عزراییل جانم را گرفت
ممتحن وقتی که برگ امتحانم را گرفت
دافع انواع شر می آید و من نیستم

چون که در امر ظهور حضرتش تعجیل نیست
چون تماشای رخ او قابل تحصیل نیست
می روم کار جهان با رفتنم تعطیل نیست
صبح یک روز دگر می آید و من نیستم

من اگر بار گرانم می روم از این جهان
یا اگر نا مهربانم می روم از این جهان
نیست چون تاب و توانم می روم از این جهان
شام هجران را قمر می آید و من نیستم

من ضرر کردم که در این عصر غیبت آمدم
من ضرر کردم که در این شام ظلمت آمدم 
من ضرر کردم که در ایام حسرت آمدم
سودها بعد از ضرر می آید و من نیستم

غم مخور ایام غم روزی به پایان می رسد
جان من غمگین مباش آن جان جانان می رسد
دردها را عاقبت دارو و درمان می رسد
موسم فتح و ظفر می آید و من نیستم

عصر ما عصر نفاق و حیله و نیرنگ بود
هر کجای این جهان هر روز چندین جنگ بود
در میان این همه دعوا کُمِیتَم لنگ بود
رافع بیم و خطر می آید و من نیستم

می رسد آن یار و عالم را گلستان می کند
کاخ های ظلم را یکباره ویران می کند
بلکه یک تعریف نو از دین و ایمان می کند
منتظر را منتظر می آید و من نیستم

  • ۱۹ دی ۰۴ ، ۰۸:۴۰
  • علی اسماعیلی وردنجانی

اسوه ی صبر بسته بار سفر
صبر را طاقت و قراری نیست
شیعه را بعد زینب کبری(س)
خبر از موسم بهاری نیست

کوهی از غصه بود بر دوشش
کمرش زیر بار غم خم شد
چون که رفت از جهان گل زهرا(س)
فصل غم آمد و محرّم شد

میوه ی قلب حیدر(ع) و زهرا(س)
دم به دم جام صبر می نوشید
چون که زینب(س) برفت از دنیا
صبر رخت عزا به تن پوشید

خاطراتش همه به رنگ عزاست
هیزم و شعله های آتش و در
قصه ی روی نیلی و قد خم
قصه ی کوچه، دست بسته، پدر

قلب او در عزای پیغمبر(ص)
شده لبریز غصه و ماتم
دیده او داغ محسن(ع) و مادر
گریه کرده ز داغ حیدر(ع) هم

سوخته از غم برادر خود
دیده در طشت لخته های جگر
سنگ باران شده است نعش حسن(ع)
زده زینب(س) دو دست غصه به سر

دیده داغ علی اکبر(ع) را
سوخته در مصیبت عباس(ع)
زیر بار مصیبت اصغر(ع)
خم شده شاخه ی گل احساس

دیده او زیر نیزه و خنجر
تن در خاک و خون شناور را
دیده بالای نیزه در ره شام
کاروانی ز تن جدا سر را

شده از ضرب تازیانه تنش
نیلگون مثل پهلوی مادر
بس که دیده غم و مصیبت و درد
لقب او شده است غم پرور

دیده است او به بزم شام ستم
خیزران خورده بر لب و دندان
دیده است او سری جدا از تن
خوانده است آیه هایی از قرآن

دیده است او به بند ظلم و ستم
دختری را ز ناقه ای افتاد
دختری را که در خرابه ی شام
می زد از دوری پدر فریاد

بسته بار سفر از این دنیا
دختر مرتضی علی(ع)، زینب(س)
در عزایش سیاه می پوشیم
که شده روزها از این پس شب

  • ۱۵ دی ۰۴ ، ۰۸:۰۹
  • علی اسماعیلی وردنجانی

روی لبها خنده را ای عاشقان مهمان کنید
همنوا با هم تلاوت سوره ی رحمن کنید
قلب را لبریز مهر سیّد خوبان کنید
پیش پای حیدر کرار(ع)، جان قربان کنید

آفتاب آمد ز جا خیزید شب بگذشته است
چند روزی نیز از ماه رجب بگذشته است 
کام احلی من عسل شد از رطب بگذشته است
کامتان شیرین شده لب های خود خندان کنید

بوتراب است و قدم بگذاشت اینک روی خاک
ما هواداران او هستیم خیلی سینه چاک
یک به یک گوییم یا حیدر(ع) انا روحی فداک
سر به خاک افکنده شکر خالق سبحان کنید

خانه زاد حضرت الله می باشد علی(ع)
عاشقان را دلبر و دلخواه می باشد علی(ع)
بر شب تاریک غم ها ماه می باشد علی(ع)
شهر را در مقدمش آذین و گلباران کنید

مژده ای یاران علی(ع) حق است و حق هم با علی(ع) است
ذکر تسبیح همه افلاکیان هم یا علی(ع) است
هرکجا نور خدا پیدا شود آنجا علی(ع) است
پس به یمن مقدم مولای خود احسان کنید

آستین بالا زنید ای شیعیان مرتضی(ع)
جشن گل گیرید در هر بوستان با صفا
مژدگانی می دهد اهل زمین را مصطفی(ص) 
فرصتی عالی است تا دل را پر از ایمان کنید

علّم الاسما و شرح و معنی قرآن علی(ع) است
هم امیر مٶمنان هم معنی فرقان علی(ع) است
در دل هر مٶمنی منظور از ایمان علی(ع) است
یاعلی(ع) گویید و خود را پیرو قرآن کنید

تا خدا در خانه ی خود با علی(ع) خلوت نمود
عاشقانه با امیرالمٶمنین(ع) صحبت نمود
رحمتش را بین اهل این جهان قسمت نمود
خویش را مهمان بزم شادی مستان کنید

شیعه ی مولا علی(ع) تسلیم فرمان خداست
طاعت از الله فرمان علی(ع) مرتضاست
غیر از این هر کس که باشد راه او از حق جداست
پس طریق خویش را با مرتضی(ع) همسان کنید

اوست تفسیری نوین از سوره ی ام الکتاب
او شفیع اهل ایمان است در روز حساب
شاعران در مدح حیدر(ع) گفته اند اشعار ناب
شعرهای ناب را افزون ز صد دیوان کنید

شیعه یعنی آن کسی که یاور و یار علی(ع) است
اسوه و الگوی او گفتار و کردار علی(ع) است
در تمام عمر دربند و گرفتار علی(ع) است 
با علی(ع) باید که خود را یار و هم پیمان کنید

اهل ایمان تهنیت امروز روز مرتضاست
جشن میلاد علی(ع) برپا به عرش کبریاست
آفرین گویان به خود از خلقت حیدر(ع) خداست
 پس به رقص آیید و پاکوبید و دست افشان کنید

  • ۱۲ دی ۰۴ ، ۰۸:۲۶
  • علی اسماعیلی وردنجانی

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
مقدم تو مبارک و میمون
عزت و سربلندی اسلام
شده از مقدم تو روز افزون

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
معنی باور و یقینی تو
معدن جود و فضل و احسانی
مایه ی فخر مؤمنینی تو

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
درد ما را دوا تویی آقا
معنی آیه های قرآنی
کوثر و هل اتی تویی آقا

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
ای گل گلشن امام رضا(ع)
شده عالم ز مقدمت گل بو
می رسد بر مشام بوی خدا

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
رهبر و رهنما تویی آقا
گل خوشبوی باغ زهرایی
تاج سرهای ما تویی آقا

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
شمس تابان و عالم آرایی
شده عالم ز مقدمت گلشن
اسوه ی بندگی و تقوایی

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
ای که باب المراد ما هستی
شده لب ها ز مقدمت خندان
که امام جواد(ع) ما هستی

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
واسط فیض حی سبحانی
جسم ما جان گرفت از قدمت
که تو بر جسم شیعه چون جانی 

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
اسوه ی پاکی و شکیبایی
ای تو الگوی نیکی و تقوا
نور چشم و عزیز زهرایی

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
معدن رحمت خدای کریم
سجده بر تو نکرد چون ابلیس
رانده گردید و طرد گشت و رجیم

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
آمدی دیده ی رضا(ع) روشن
پای بگذار روی دیده ی ما
که شد از مقدمت جهان گلشن

یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
ای به شام سیاه ما چون ماه
همه عالم شده چراغانی
تهنیت بر عموم آل الله(ع)

  • ۱۰ دی ۰۴ ، ۰۸:۱۳
  • علی اسماعیلی وردنجانی